جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

گام اول؛ خودسازی

گام دوم؛توکل

گام سوم؛اتحاد

گام نهایی؛خدمت

آخرین نظرات
  • ۱۶ آذر ۹۵، ۱۸:۱۰ - مهدی عباسی
    لایک

هویت

چهارشنبه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۰۲ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم



هویت

در تعریف لغت شناسان، هویت یعنی «آنچه موجب شناسایی شخص باشد یا موجب تمایز یک فرد از دیگری شود».

بنابر تعریف روان شناسنان: «هویت مجموعه ویژگی هایی است که تفاوت فرد از دیگران یا شباهت او به دیگران را نشان می دهد که برای ساختن آن، از عناصر زیادی استفاده می شود».

بنابراین، پاسخ سوال «من کیستم؟» در حقیقت، همان «هویت» یا «خود» ماست. اگر بتوانیم جایگاه و مسئولیت های خویش را در نظام هستی دریابیم و به این پرسش ها که «از کجا آمده ایم؟» «چه کاری باید بکنیم؟ و سرانجاممان چیست؟» پاسخ صحیح بدهیم، نشانه آن است که به هویت خویش پی برده ایم و هرچه در اصلِ پاسخ نقص باشد، هویت ما نیز به همان اندازه، دچار نقص است.

هویت، همان شناخت صحیح از ویژگی های خویش و درک درست از موقعیت خویش است.


مفهوم «خود» و «خودیابی»

معنای واژه «خود» به «هویت» نزدیک است و بیشتر وقت ها نیز مترادف با آن به کار می رود. مورفی، روان شناس معروف، در بیان مفهوم «خود» می گوید:


«خود»، عبارت است از احساسات و ادراکاتی که هر کسی از کل وجود خویشتن دارد. این مهفوم سبب می شود که آدمی با وجود دگرگونی هایی که در طول زمان روی می دهد، پیوسته احساس دوام و استمرار کند.

استاد مطهری از میان تعبیرهای مربوط به واژه خود با اشاره به دو اصل «خودیابی» و «خدایابی» می گوید:

شرط باز یافتن خود، بازیافتن علت و خالق خود است؛ یعنی محال است که انسان بتواند خود را جدا از علت و آفریننده خود به درستی درک کند و بشناسد. علت واقعی هر موجود، مقدم بر وجود اوست؛ از خودش به خودش نزدیک تر است.

امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید:

تعجب می کنم از کسی که در جست وجوی گمشده اش برمی آید و حال آنکه «خود» را گم کرده و در جست وجوی آن برنمی آید.

شرط خودیابی، خدایابی است.


بحران هویت

در توصیف بحران هویت گفته اند: اصطلاحی است که درباره «عدم توانایی فرد در هر گروه سنی در قبول نقشی که جامعه از او انتظار دارد» به کار می رود.

در واقع، جدی ترین بحرانی که فرد در طول زندگی اش با آن روبه رو می شود، در خلال شکل گیری هویت رخ می دهد که ناموفق بودن در رویارویی با آن، پی آمدهای منفی بسیاری دارد. شخصی که هویت مشخص ندارد، در ادامه زندگی مشکلات فراوانی دامن او را خواهد گرفت.

چنین شخصی در مرحله شکل گیری هویت، ممکن است شدیدتر از هر زمان دیگر، از نوعی سردرگمی و آشفتگی برای پذیرش نقش ها رنج ببرد. این حالت، سبب می شود وی احساس کند گوشه گیر، تهی، نگران و دچار تردید شده است. احساس می کند باید تصمیم های مهمی بگیرد، ولی قادر به انجام دادن این کار نیست.

بسیاری از سردرگمی ها، آشفتگی ها و گوشه گیری ها، ریشه در بحران هویت دارد.


بحران هویت و راه های رفع آن، از دیدگاه قرآن

قرآن کریم گروهی از انسان ها را بدون هویت انسانی و اخلاقی معرفی می کند و می فرماید:

گروهی از انسان ها دل هایی بدون ادراک و گوش های ناشنوا و چشم های نابینا دارند. آنها همچون چهارپایانند، بلکه گمراه تر! اینان همان غافلانند. (اعراف: 179)

از دیدگاه قرآن، غفلت، عامل اصلی بحران هویت است؛ زیرا این ویژگی سبب دور شدن شخص از هدف نهایی خلقت خویش و در نتیجه گرایش او به پوچی و بی هدفی می شود. همچنین، خداوند در آیه دیگری «خودفراموشی» را که یکی از عوامل بحران هویت است، پی آمد «خدافراموشی» می داند و می فرماید: «از آنانی نباشید که خدا را به فراموشی سپردند. در نتیجه، خداوند نیز خودشان را از یادشان برده است». (حشر: 19)

شناخت نفس، یکی دیگر از راه های هویت یابی است. در قرآن کریم نیز آمده است: «عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ: خودتان را دریابید». (مائده: 105)

از دیدگاه قرآن، غفلت عامل اصلی بحران هویت است.


جوان و تلاش برای هویت یابی

احساس تشخص طلبی و منحصر به فرد بودن، از ویژگی های برجسته یک جوان است و اگر نتواند این احساس را با خلاقیت خود به ظهور رساند، آن را از راه همانندسازی با دیگران تحقق می بخشد. در این صورت، براساس فرصت ها و امکاناتی که شرایط جامعه و فرهنگ موجود برای او فراهم می آورند، شخصیتش شکل می گیرد. برای چنین شخصی این جامعه است که هویت او را می سازد، نه خلاقیت و استعدادهای درونی خود او.

یکی از روان شناسان درباره جوان وتلاش او برای کسب هویت چنین می گوید:

هر جوانی مایل است هویت خاصی داشته باشد. از این رو، می کوشد که خویشتن را دریابد و بشناسد. در عین حال می خواهد فردی باشد «ممتاز» و برای رسیدن به این مقام، خود را به فرد یا گروهی برجسته ارتباط می دهد یا به اصطلاح، خویشتن را با آنها همانند می سازد تا به واسطه امتیاز و تشخص آن فرد یا آن گروه ها، تاحدی صاحب تشخص و امتیاز شود.

هویت حقیقی، باید از درون انسان مایه بگیرد، نه آنکه از راه همانند سازی با دیگران به دست آید.


بلوغ و هویت

با توجه به نتیجه تحقیقات چند دهه، افراد بدون هویت، معمولاً در گذر از دوران کودکی به دوره نوجوانی، یعنی دوران بلوغ دچار سرگشتگی وسرگردانی شده اند و این دوره را به سلامت به پایان نرسانیده اند.

از آنجاکه سال های بلوغ ونوجوانی، دوران شکل گیری هویت و شخصیت فرد است، اگرنوجوان از این مرحله به سلامت بگذرد و در هویت وی خللی وارد نشود، در بزرگسالی شخصیت وهویتی ثابت و مستحکم خواهد داشت. ولی اگر این مرحله با نارسایی و بی ثباتی بگذرد، فرد به آشفتگی شخصیت و اختلال در هویت دچار خواهد شد. از این رو، تأثیر دوران بلوغ و نوجوانی بر هویت فرد، امری انکارناپذیر است.

بخشی از هویت فرد، در دوران بلوغ شکل می گیرد.


احساس پوچی و پی آمدهای آن

یکی از بیماری های فراگیر فردی و اجتماعی در عصر جدید، احساس پوچی در زندگی و بی معنا بودن آن است. یکی از روان شناسان معاصر، از این امر به خلأ وجودی یا تهی بودن زندگی یاد می کند و می گوید:

در زندگی امروزی، این بی حوصلگی ها و ملالت ها بیش از افسردگی ها و دل تنگی ها، مردم را به سوی روان پزشکان می کشاند و هر چه زندگی بیشترماشینی می شود، این مسئله بحرانی تر می شود.

پدیده های فراوانی چون اعتیاد، بزهکاری، بی هویتی جوانان و بحران هایی که در زندگی بازنشستگان و پیران دیده می شود، می تواند ریشه در احساس پوچی و تهی شمردن زندگی نیز داشته باشد. بنابراین، رهایی از احساس پوچی در زندگی، به معنای رهایی بسیاری از ناهنجاری های اخلاقی است.

احساس پوچی در زندگی، سرمنشأ بسیاری از بزهکاری ها در جامعه به شمار می آید.


روحیه و معنا در زندگی

روحیه مثبت، معناگرایی و باورهای اعتقادی، سراسر زندگی آدمی را به نشاط، پویایی و امید تبدیل می سازد، به گونه ای که در یک کلام می توان گفت: «انسان، نان باورهایش را می خورد و به آنها زنده است».

روحیه نداشتن و احساس بی ارزشی، یعنی مات شدن در صحنه زندگی و باختن سرمایه هستی. در مقابل، توجه به سرمایه وجودی خود و بهره مندی از جهان بینی و ایدئولوژی دینی، یعنی یافتن معنا در زندگی و کسب روحیه ای عالی برای روبه رو شدن با ناکامی ها و نامرادی ها در دنیا.

ما در این سرای درگیری ها و دوگانگی ها، با ناکامی ها و بلاهای فراوانی روبه رو می شویم. پس بیشتر از هر چیز، نیازمند روحیه والا و معنا دهی به زندگی هستیم تا بدین گونه، سلامت روح و روان، بلکه جسم ما تضمین شود.

بنابر تحقیقاتی که در یکی از دانشگاه های آمریکا صورت گرفت، مشخص شد که درمان بیماری ها تنها با دارو و دیگر مراقبت های پزشکی امکان پذیر نیست و آثار درمانی این خدمات، به میزان زیادی به روحیه بیمار بستگی دارد. هر قدر روحیه بیمار بهتر باشد، سرعت درمان وی بیشتر و خدمات درمانی، مؤثرتر است.

با جریان یافتن دین در رگ های روحی و معنوی انسان، زندگی او معنا، نشاط و پویایی می یابد و در نتیجه، بسیاری از آسیب ها و بحران های هویت، ضعیف و یا نابود می شود.

روحیه و باور در زندگی، بهترین دارو برای رفع بی هویتی و احساس پوچی است.


هویت دینی جوان

از ویژگی های فطری جوان، گرایش به عشق و پرستش است. به این معنا که فرد، بنابر انگیزه ای درونی، به عبادت و بندگی خدا روی می آورد. چنین احساسی، در اعمال و رفتار دینی جوان مسلمان آشکار می شود. رابطه آدمی و دین را می توان درمقوله «هویت دینی» به خوبی بیان کرد. بدیهی است که پی آمد پیدایش هویت دینی، احساس تعهد و مسئولیت در برابر ارزش هاو باورهای آن مکتب است. برخی از صاحب نظران، تعهد را به عنوان سنگ بنای «هویت دینی» معرفی می کنند. یکی از کارشناسان یونسکو معتقد است:

نخستین هدف آموزش و پرورش، القای ارزش های نیرومند انسانی به جوانانمان است، به گونه ای که با انسانیتی بهتر و والاتر رشد کنند. آنها باید مفهوم انسانیت را بیاموزند و تا زمانی که زنده اند، به مضمون های آن پای بند باشند.

پای بندی به باورهای مکتب اسلام و احساس مسئولیت در قبال ارزش ها، از آثار هویت دینی است.


جوان و هویت اجتماعی

هنگامی که فردی از مرحله کودکی به دوران نوجوانی و سپس جوانی پا می گذارد، به تدریج گرایش به اجتماع، در شکل ها و زمینه های گوناگون دراو پدید می آید که بهترین نمونه آن، دوست یابی و وارد شدن به گروه های مستقل اجتماعی، در این دوران است.

هویت اجتماعی سالم، جوان را همواره در برقراری روابط اجتماعی موفق می سازد و فعالیت ها و مشارکت های اجتماعی او رو به فزونی می گذارد.

ناتوانی در شغل یابی، بازماندن از ادامه تحصیل، دوری از جامعه و درون گرایی، از پی آمدهای بحران هویت اجتماعی جوانان است وبسیاری از رفتارهای ضداجتماعی و ناسازگارانه آنها را می توان از این دیدگاه توجیه کرد.

لازمه حضور جوانان در فعالیت ها و مشارکت های اجتماعی، برخورداری آنان از هویت اجتماعی است.


هویت دینی، برترین هویت

پای بندی به دین و مذهب، هویتی به فرد می بخشد که به کمک آن بتواند خود را از بحران های هر دوره از زندگی به ویژه جوانی، به سلامت برهاند و از سرگشتگی در فکر و عمل دور ماند.

هویت دینی، انسان را به پشتوانه ای مطمئن و پایدار متصل می کند و ریشه در جاودانگی آدمی دارد. انسان با داشتن چنین هویتی، از راه های رسیدن به کمال آگاه می شود و در نتیجه هویت و شخصیت واقعی خویش را می یابد.

یکی از روان شناسان می گوید: «دین آن قدربرای پرورش و سلامت روح آدمی اهمیت دارد که هوا برای تنفس.» بی گمان، جامعه ای که در آن دین و مذهب به شایستگی اجرا نشود یا مردم به تقویت هویت دینی خویش بی توجه باشند، ناهنجاری های اخلاقی و اجتماعی افراد آن بیشتر خواهد شد.

هویت دینی که انسان را به قدرت نامحدود خداوند پیوند می زند، بهترین هویت است.


ماهواره، اینترنت و اختلال هویت

ماهواره و اینترنت با جاذبه های مادی فراوان، مخاطبان بسیاری یافته و در نتیجه، به پدیده «فردگرایی» و دوری از هویت های خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و دینی جوانان انجامیده است.

برخی که با این رسانه ها ارتباط برقرار می کنند، به گروه مخاطبان بی نام و نشان انتزاعی این ابزارها می پیوندند که ادامه این روند، به از هم گسستن پیوندهای اصیل خانوادگی و اجتماعی منجر می شود. بعضی افراد ترجیح می دهند مدت ها با یک رایانه بی طرف در ارتباط باشند، بدون آنکه به رابطه صحیح و صمیمی با انسان ها احساس نیاز بکنند. همچنین کاربران اینترنت با اصرار بر این ارتباط یک طرفه، شخصیت وهویت سالم و ثابتی نخواهند داشت و هر از گاهی به پوشش شخصیتی متفاوتی درمی آیند که این امر به مرور زمان به اختلال و بحران هویت او می انجامد.

استفاده زیاد از ماهواره و اینترنت، به رشد فردگرایی و در نتیجه به تضعیف هویت فرهنگ خانواگی، اجتماعی و دینی کاربران آن منجر می شوند.

۹۵/۰۲/۰۸

نظرات (۴)

۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۰۹ ـــــ هادی ـــــ
oops , so long
پاسخ:
ممنون
۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۵ رسانه بلندآوا


کپی برداری از مطالب این سایت با ذکر نام نویسنده و نام سایت مجاز است .
۰۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۸:۵۸ ❤منتـــظر المـهـدی❤
مثل همیشه عالی ...
پاسخ:
سپاس از لطف شما
۰۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۰۲ محسن دولتخواه

سلام خدمت شما دوست عزیز
از وبلاگ خوبتون استفاده کردم عالی هست.
می خواستم ازتون یه خواهشی کنم :
با توجه به اینکه فردا 10 اردیبهشت روز ملی خلیج همیشه فارس است با توجه به یاوه گویی های عرب های وحشی خواهش میکنم از امروز مطالبی را به خلیج فارس در وبلاگ خودتون اختصاص دهید .

پاسخ:
مطالب خواسته شده در حال تکمیل و آپلود هستند.
سپاس از یادآوری

نظر شما چیه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">