جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

گام اول؛ خودسازی

گام دوم؛توکل

گام سوم؛اتحاد

گام نهایی؛خدمت

آخرین نظرات
  • ۱۶ آذر ۹۵، ۱۸:۱۰ - مهدی عباسی
    لایک

نگاهی به قرن 21 (قسمت سوم)

سه شنبه, ۱ دی ۱۳۹۴، ۰۵:۵۹ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


مجموعه مقالات ((( نگاهی به قرن 21 )))


قسمت سوم



امروزه بی بندو باری جنسی آن چنان در غرب رواج یافته است که بسیاری از مردم به این نتیجه رسیده اندد که توان اصلاح و مبارزه با آن را ندارن. به ناچار در پی آن برآمدند که ضوابط و معیارهای اخلاقی را تغییر دهند. به عنوان مثال، در میان غربیان جدید، دیگر هیچ گونه ضابطه و معیار مذهبی یا اخلاقی که منشاء الهی داشته باشد، معنا ندارد. تصویب قوانین حمایت از خانواده های تک سرپرست (که بیشتر شامل خانواده ای می شود که زن در روابط نا مشروع صاحب فرزند شده) در سال 1960 در آمریکا، موجب شد که آمار فرزندان بدون پدر از چهار درصد در سال به 20 درصد در سال 1990 و به حدود 50 درصد در سال 2005 برسد.

نشریه سیاحت غرب، مرکز پژوهش های اسلامی سازمان صدا و سیما، شماره7

در گذشته نه چندان دور و هم اکنون در بسیاری از شهرهای اسلامی، با اینکه حیاط های بزرگ و دیوارها، خانه ها را از هم جدا می کرد، اما ارتباط صمیمانه میان همسایه ها و افراد یک محله، واقعیتی انکارناپذیر بود. وجود آن دیوار ها بیانی از حرمت و منزلت خانواده و عفاف را به دیگران منتقل می کرد و در عین حال،زمینه ارتباط سالم اقوام و خویشان و همسایه ها را فراهم می کرد.

امروزه، با این که در بسیار ی از شهرهای بزرگ، آن دیوار ها و حیاط ها از بین رفته و بسیاری از خانواده ها در یک ساختمان چندین طبقه در فاصله ای بسیار نزدیک و به هم زندگی می کنند، اما ارتباط صمیمی و سالم میان همسایگان به حداقل کاهش یافته است. در زمینه هنر نیز می توان گفت، در گذشته، بیشتر صنعتگران، هنرمند نیز بودند و هنر بخشی از صنعت محسوب می شد. یعنی هنر در همان کالاهای مورد نیاز زندگی تجلی می یافت؛ نه صرفا برای تجمل و فخر فروشی. لذا می توان گفت؛ با این که موزه ها حافظ و نگه دار هنر پیشینیان شده و مانع انهدام مواریث بشری گردیده، اما وجود این موزه ها به معنای نیز هست که هنر، دیگر جزء زندگی روزمرّه مردم نیست. جوامع قدیمی که آن همه اشیاء هنری را که امروزه در موزه ها گرد آمده، تولید می کردند، خوذشان موزه نداشتند؛ زیرا هنر از زندگی روزمرّه شان جدا نبود. هنر همان زندگی بود و زندگی همان هنر. به قول (( آناندا کومارا سوامی ))، از بزرگترین صاحب نظران در زمینه هنر شرقی، هنرمند در جوامع سنتی، انسان خاصی در کنار سایر انسان ها نبود، بلکه هر یک از اعضای این جوامع به نوع خاصی هنرمند بودند. جدایی هنر از زندگی از ویژگی های عصر جدید است.

بخش اعظم هنر تصویری جدید غربی بر محرک های روانی نقاش مبتنی است، نه بر معیارهای الهی که تعالی دهنده هنرمند است. موسیقی امروز غرب نیز به همین وضع دچار شده است. امروزه، غرب با یک موسیقی بسیار عامیانه و مبتذل مواجه است که با ریتم های شدیدا افسار گسیخته و اجراهای فوق العاده پر سروصدا ظهور کرده است. آهنگ های راک یا هوی متال و نظایر آن غرایز حیوانی را در انسان برمی انگیزد. حداقل سخنی که می شود درباره این نوع موسیقی ها گفت این است که این نوع موسیقی ها نه از تسلیم در برابر خداوند مایه گرفته، نه به سلامت و آرامش نفس کمک میکند، نه مانند برخی موسیقی های انقلابی قرن نونزده و بیست در خدمت تلاش و مبارزه و اصلاح نظام اجتماعی است و نه اجرا کننده گان و ستارگان این موسیقی ها اسوه های معنوی و عفّت اخلاقی هستند.

تنها فایده آن تخریب روح و روان کسانی است که به دامن آنها پناه برده اند؛ به راستی!! چا اسوه های برخی انسان ها در جهان معاصر تا این اندازه تنزب یافته و مبتذل شده ؟؟

جوان مسلمان حق دارد سوال کند که آیا خداوند انسان را برای این آفریده بود؟ امروزه اشتیاق برخی افراد به شنیدن موسیقی هایی مانند راک یا هوی متال، و پوشیدن لباس هایی که طبان حال بی قیدی و بی بند و باری است، تفریح با فیلم های هیجان انگیز، کاملا آشکار است. واقعیت این است که تمدن جدید و جوامع غربی با سرعتی شتابان از معیارهای متعالی دور می شود. برای مثال؛ تا یکی دو نسل قبل، بنیان خانواده یک استحکام نسبی داشت و بسیاری از ارزش ها حفظ می شد . مفهوم پوچی و بی معنایی زندگی و هیچ انگاری، از دست رفتن نقش های سنتی زن و مرد، و بالاخره بر باد رفتن اقتدار اخلاقی و معنوی پدر و مادر در چند دهه اخیر سرعتی فزاینده یافته است. شاید در میان ننسل های اخیر، هیچ نسلی بیشتر از نسل کنونی جوانان غربی برای گریز از سنت های اجداد خود نکوشیده اند. این گریز باعث ایجاد پدیده ای موسوم به شکاف بین نسلی شده که تاکنون به این نحو در جهان وجود نداشته است. بر این پدیده ها باید این واقعیت نیز افزوده شود که شمار زیادی از کودکان در غرب، در خانواده ها یا خانه هایی بزرگ می شوند که پدر یا مادر در آن حاضر نیست یا اگر هم هست، چون نمی تواند یک تنه وظیفه پدر و مادر را با هم ایفا کند،  غالبا از زیر بار مسئولیتی که پدر ها و مادر ها در خانواده های اصیل برای انتقال دادن ارزش های اخلاقی به جوانان بر عهده داشته اند، شانه خالی می کند و لذا بسیاری از جوانان ناچارند به تدریج خودشان زندگی شلپان را شکل دهند.

چرا چنین اتفاقاتی در دهه های اخیر در غرب رخ داده و برخی جوانان به سمت چنین روش هایی در موسیقی، مد لباس و سر و صورت و به سمت چنین هیجان هایی رو آورده اند؟ آیا این قدمی در جهت پیشرفت در فرهنگ جامعه غربی است؟

 

۹۴/۱۰/۰۱

نظرات (۰)

بی نظر

نظر شما چیه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">