جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

گام اول؛ خودسازی

گام دوم؛توکل

گام سوم؛اتحاد

گام نهایی؛خدمت

آخرین نظرات
  • ۱۶ آذر ۹۵، ۱۸:۱۰ - مهدی عباسی
    لایک

مفهوم ولایت فقیه (قسمت سوم)

جمعه, ۲۲ آبان ۱۳۹۴، ۰۸:۰۸ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


 

ولایت مطلقه

از اختیارات حکومتی یاد شده، به ولایت مطلقه تعبیر می شود که به اختصار به توضیح آن می پردازیم؛

کلمه مطلق یا مطلقه در لغت به معنای آزادی، رهایی و ارسال در برابر مشروط و یا در برابر نسبی است. کار برد این واژه در علوم اعتباری از نظر دایره (وسعت اطلاق) بسیار متفاوت است. به عبارت دیگر هر کجا این واژه به کار می رود، باید به دقت در نظر داشت که مراد از آن اطلاق در برابر کدامین قید است؛ مثلا مطلقه در نظام های سیاسی غالبا به رژیم های فاقد قانون ساسی یا نامقید به قانون، گفته می شود؛ ولی در نظام ولایت فقیه معنای دیگری دارد؛

1. یکی از معانی ولایت مطلقه فقیه این است که حوزه اختیارات فقیه محدود و مقید به عرصه خاصی مانند امر قضاوت و امور حسبه نیست؛ بلکه شامل همه امور اجتماعی می شود و در واقع رهبری سیاسی و اجتماعی را در می گیرد. در این معنا ولایت مطلقه همان معنایی را دارد که امروزه از ولایت فقیه فهمیده می شود و افزوده شدن کلمه مطلقه چیزی بر آن نمی افزاید، بلکه صرفا نقش توضیحی و تأکیدی دارد.

2. معنای دیگر، آن است که اگر مصالح اهم اجتماعی مسلمانان، با یکی از احکام اولیه شرعی که از نظر اهمیت از رتبه پایین تری برخوردار است در تزاحم قرار گیرد، ولی فقیه-که موظف به حفظ مصالح عالی جامعه اسلامی است-با جهت حفظ مصالح اهمّ آن، می تواند؛ بلکه باید به طور موّقت آن حکم شرعی اولی را تعطیل کند و مصالح اهم جامعه را بر آن مقدم بدارد. به عنوان مثال در فقه اسلامی، تخزیب مسجد حرام است؛ اکنون اگر به تخریب مسجدی جهت خیابان کشی حاجت افتاد، چه باید کرد؟ دیدگاه مخالف ولایت مطلقه بر آن است مه صرف مصلحت اهمّ اجتماعی، مجوز تخریب مسجد و امثال آن نیست و تا زمانی که کار به ضرورت نرسد، نمی توان به آن دست زد؛ لیکن بر اساس نظریه ولایت مطلقه لازم نیست حکومت اسلامی آن قدر صبر بکند که برای جامعه، مشکلات زیادی فراهم شود و کارد به استخوان برسد تا آن گاه از سر ناچاری و برای خروج از بن بست  و انفجار اجتماعی، مسجد را تخریب کند.

در غیر این صورت همیشه از قافله تمدن عقب خواهیم ماند و در مشکلات دست و پا خواهیم زد و شارع مقدس به چنین چیزی راضی نیست. بر اساس این معنا روشن می شود که؛

ولایت مطلقه از قواعد رافع تزاحم است؛ یعنی، مطلق بودن ولایت، گره گشا در تزاحم احکام اولیه و مصالح اهمّ اجتماعی موقت است. از طرفی ولایت مطلقه خود مقید به قیودی است؛ نه این که از هر حیث مطلق باشد. قیودی که در اعمال ولایت مطلقه وجود دارد، عبارت است از؛

1. دل خواهانه و بدون رعایت مصالح جامعه اقدامی کند.

2. مصلحت مورد نظر در اینجا مصالح امت است؛ نه مصلحت شخص ولی فقیه.

3. تنها مصالحی را می تواند بر احکام نخستین مقدم بدارد که از نظر اهمیت دارای رتبه بالاتری بوده و شارع مقدس راضی به ترک آنها نباشد.

پایان قسمت سوم

منابع:
ابن فارس/ معجم مقاییس اللغه/ج4ص442

ابن منظور/لسان العرب/ج10/ص305

میر احمدی زاده/مصطفی/رابطه فقه و حقوق

راغب اصفهانی/المفردات فی غرایب القرآن/ص533

یوسف12/آیه 67

نجم53/آیات3-5

بحارالانوار/ج15/ص332

ولایت فقیه/ص162

در قسمت آینده به بررسی ولایت فقیه در قانون اساسی می پردازیم

۹۴/۰۸/۲۲

نظرات (۱)

۲۳ آبان ۹۴ ، ۱۲:۴۲ ❤منتـــظر المـهـدی❤
مثل همیشه عالی......
پاسخ:
متشکرم

نظر شما چیه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">