جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

گام اول؛ خودسازی

گام دوم؛توکل

گام سوم؛اتحاد

گام نهایی؛خدمت

آخرین نظرات

مظلوم عاشق

چهارشنبه, ۹ دی ۱۳۹۴، ۰۵:۳۵ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم



هیچکس آیا توانسته است غم فاطمه را (سلام الله علیها) در سوگ پدر به تصویر بکشد، جز ناله هاى بیت الاحزان فاطمه؟

در اندوه جگر سوز على (سلام الله علیه) در مواجهه با فاطمه میان در و دیوار و گاه شستن صورت نیلى و بازوى کبود فاطمه، هیچ هنرمند عارفى توانسته است مرثیه بسراید آنچنانکه از عمق رنج آدمى در چروکهاى پیشانى على خبر دهد و وسعت غمهاى خلقت را در پهناى اشک على بشناسد و بشناساند جز بار اشک پنهانى على؟

هیچکس را یاراى آن بوده است که آلام محض زینب را به هنگام دیدار سر برادر بر بام نیزهها بیان کند، جز خون جارى از سر مبارک زینب؟

اگر زینب (سلام الله علیها) با مشاهده سر برادر، حسین ـ روحى فداه ـ سلامت سر خویش را تاب آورده بود و سر بر ستون کجاوه نکوبیده بود، چه کسى عشق را، درد را و هجران را در آفرینش تفسیر میکرد؟

اینها دردهایى است که نویسنده را، اگر احساس داشته باشد، خاکستر میکند و قلم را، اگر به تعداد درختان عالم باشد، میسوزاند و دفترى به پهناى گیتى را آتش میزند.

سوز اشکهاى فاطمه، هنوز پاى عارفان را در بیت الاحزان او سست میکند و کمر ابرار را میشکند و آتش به جان اولیاء الله میاندازد.

معاذالله که رشحه هیچ قلمى بتواند با اشک سوزناک على به هنگام شستن پیکر فاطمه برابرى کند. کجاست اسماء؟

از او بپرسید، فرشتگانى که در اشکهاى آن هنگام على به تبرک غسل میکردند، بال و پرشان نسوخت؟

آنچه بر پیشانى تاریخ تشیع، چروکهایى اینچنین عمیق آفریده، دردهایى از این دست است. دردهایى که گفتنى نیست، بیان کردنى نیست، تصویر و تصور کردنى نیست.

درد را ـ اگر بسیار عمیق باشد ـ به زخم تشبیه میکنند و زخم را ـ اگر بیش از حد سوزنده باشد ـ به آتش. و حرارت کدام آتشى میتواند با هرم قلب على در بیست و پنج سال سکوت خار در چشم و استخوان در گلوى او برابرى کند؟

پس اینگونه دردها "مشبه" نیستند، "مشبه به"اند.

و تاریخ شیعه، آکنده از دردهایى اینگونه است.

غم کمرشکن و چاره سوز حسین (علیه السلام) در شهادت برادر علمدار، عباس (علیه السلام)، روحى فداه.

سکوت اندوهبار حسین جان (علیه السلام) عالمى بفداش، در برابر جگر پاره پاره امامِ برادر حسن، (سلام الله علیه) حسرت عمیق عباسِ برادر، عباسِ عمو، عباسِ پدر و عباسِ امید در جراحت مشک آب.

درد وصف ناشدنى سجاد در شهادت مظلومانه پدر.

و از آن پس، همچنان انبوه درد بر درد و تراکم جراحت بر جراحت و زخم بر زخم و اتصال مدامجوى خون.

انگار که تاریخ را در سرزمین شیعه با خون رقم میزنند، با مظلومیت خون.

... و این قلم تنها کارى که میتواند بکند، اقرار و اعتراف به عجز است در مسیر شناخت الفباى این کتابِ مظلومیت، چه رسد به شناساندن و تقریر و تصویر کردن آن.

و الحمدلله رب العالمین

 

سیدمهدى شجاعى

۹۴/۱۰/۰۹

نظرات (۰)

بی نظر

نظر شما چیه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">