جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

گام اول؛ خودسازی

گام دوم؛توکل

گام سوم؛اتحاد

گام نهایی؛خدمت

آخرین نظرات

شیعه و جریان امامت (قسمت دوم)

شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۵:۴۰ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


در قسمت قبل گفتیم که شیعه برای امامت چهار مقام با نام های ؛1. دریافت و ابلاغ وحی- 2. حکومت و فرمانروایی- 3. قضاوت در نظر گرفته و همچنین توضیحی در مورد هر یک از این مقام ها داده شد.

و اما بحث مهم دیگر شیعه این است که کدام یک از این سه مقام، اساس امامت را تشکیل می دهد؟

در این که شأن قضاوت، بنیاد امامت است بحثی نیست، اما سوال اینجاست که مرجعیت دینی اساس امامت است، یا حکومت؟ ( در پاسخ این سوال، میان عالمان شیعه اختلاف نظر وجود دارد )

همین اختلاف نظر ها، نوع شکل گیری اندیشه سیاسی شیعه در زمان های مختلف غیبت را تعیین می کند. در این زمینه به بررسی سه نظریه کلامی که در واقع تشکیل دهنده سه الگوی نظری برای دوره غیبت است، می پردازیم؛

1. حکومت، اساس امامت؛

بسیاری از متکلمان و فقیهان شیعه از گذشته تاکنون در مسأله امامت، بر جنبه سیاسی، تکیه و تأکید نموده اند. از نسل اول عالمان شیعه، سید مرتضی و شاگردانش ابوصلاح حلبی، امامت را به گونه ای تبیین کرده اند که فلسفه اصلی آن سیاست و حکومت است.

سید مرتضی، در باب (( لطف بودن امامت )) گفته است: (امامت پیش ما لطف در دین است، تا نبود حاکم عادل، وضع زندگی مردم پریشان نشود و نزد آنان اعمال زشت، ظلم و جور آشکار نگردد.)

بنابراین، بحث اصلی در امامت، ((حومت و سیاست)) است: هرچند که حاکم شیعه شرایطی دارد که دیگران دارا نیستند.

2. مرجعیت دینی، اساس امامت؛

برخی دانشمندان معاصر، به ویژه شهید علامه مطهری بر این باورند که مرجعیت، ابلاغ دین و تبیین شریعت، بنیاد فلسفه امامت است. به نظر این گروه، اصلی ترین رسالت معصومان نه امر سیاسی که امر فرهنگی بوده است:

جایگاه امامت این است که با رحلت پیامبر بیان نعلیمات آسمانی که در آنها اجتهاد و رأی شخصی وجود ندارد، در یک فرد متمرکز بوده؛ به طوری که مردم در مسائل دینی هر چه از او سوال می کردند، می دانستند که پاسخ وی بر حق بوده و رأی و فکر شخصی نبوده که امکان اشتباه در آن باشد.1

به نظر شیعه، امامت مسئله مصلحتی و سیاسی نیست که به اختیار و تعیین امّت باشد، بلکه قضیه ای اصولی است که رکن و پایه دین به شمار می رود. بر این مبنا امامت سیاسی امری تبعی است که امامان با ملاحظه مقام معنوی مرجعیت دینی، خود به خود به حکومت نیز اولویت داشتند.2

3. امامت، مقدمه اجرای شریعت؛

در حالی که اولین نظریه [حکومت،اساس امامت]  تأکید بر به دست گرفتن قدرت سیاسی به وسیله انسانی معصوم(امام) را داشت و نظریه دوم، امامت را به ((مفسر دین بودن امام معصوم)) تعبیر می نمود، این دیدگاه بر اصل اجرای احکام اصرار دارد.

مبتکر این نظریه امام خمینی است که مباحث خود درباره امامت، نبوّت و ولایت فقیه را بر محور اجرای احکام متمرکز کرده است. در این برداشت امامت منصبی متأخر از اصل شریعت و تابعی از آن و لازمه اجرای شریعت است که توجیه گر ضرورت وجود نبی و وجود امام نیز به شمار می آید. در این دیدگاه شریعت اصل است: حاکم و حکومت، وسیله ابزاری برای اجرای آن به شمار می رود.

می توان بر اساس دیدگاه های یاد شده درباره چیستی امامت، چند الگوی متفاوت از نظریه های سیاسی شیعه را بر اساس ادوار تاریخی از هم تفکیک نمود.


در قسمت های آینده به بررسی این الگو ها خواهیم پرداخت.


منابع:


امامت و رهبری/ص54


تاریخ شیعه و فرقه های اسلام/ص39


ولایت فقیه/ص54


حکومت جهانی حضرت مهدی و استراتژی انتظار/ص23تا25



(جنبش علمداران موعود)

۹۴/۰۷/۱۱

نظرات (۰)

بی نظر

نظر شما چیه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">