جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

گام اول؛ خودسازی

گام دوم؛توکل

گام سوم؛اتحاد

گام نهایی؛خدمت

آخرین نظرات

سازمان ملل یا...

شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۴، ۰۴:۵۹ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم



ایجاد سازمان های بین المللی پس از تولد و تکامل مفهوم «دولت » به معنای امروزی، یکی از پدیده های مهم و اساسی بوده است . «سازمانیزه کردن جهان » (1) به منظور نهادینه کردن رفتارها و روابط بین الملل، یکی از اقدامات مؤثر و مهم در دنیای معاصر است; اما همواره این سازماندهی ها و نظام مندی ها به سمت و سوی منافع خاصی گرایش پیدا کرده است، و گرچه پرچم «منافع جمعی » فراروی این اقدامات نهاده شده، ولی در ورای این منافع جمعی، «تجمع منافع » نقش مهم تری را ایفا می کند .

گرچه ریشه ها و عوامل وقوع جنگ جهانی اول (1918 - 1914) مسایل بسیار اساسی و مهمی را فراروی محققان قرار می دهد و نمایی از نظم موجود و ساختار جهانی عصر خود را بازگو می کند و نشان می دهد چگونه در پس پرده رقابت های کشورگشایی و استعماری، چه حکایت ها و داستان های ناگفته ای نهفته است، اما بالاخره پایان جنگ جهانی اول، فرصتی طلایی به دست بازیگر پیروز جنگ جهانی اول (که به خاطر دوری جغرافیایی کمترین آسیب و بیشترین موقعیت را کسب نمود) داد، تا «تامین صلح جهانی » را این گونه رقم بزند .

 

تاسیس جامعه ملل در سال 1919

پس از خاتمه جنگ جهانی اول، برای چاره جویی و اتخاذ تصمیم درباره مسایل عدیده ای که ناشی از جنگ بود، کنفرانس صلح در ژانویه 1919 با شرکت فاتحان، در پاریس تشکیل شد و در آن پس از چندین ماه مذاکره، عهدنامه هایی با کشورهای مغلوب به امضا رسید . به موجب این عهدنامه ها که به «عهدنامه های صلح » معروف است، تغییرات ارضی مهمی در اروپا به عمل آمد و کشورهای لهستان، چکسلواکی، فنلاند، یوگسلاوی، لیتوانی، لتونی و استونی ایجاد گردید . کشورهایی که امروز پس از گذشت نزدیک به یک قرن، هنوز کانون بحران در اروپا هستند .

اهداف پیدا و پنهان کشورهای پیروز در جنگ جهانی اول برای تشکیل کشورهای اروپای شرقی، بدون در نظرگرفتن ملیت، مذهب، نژاد و زبان، زمینه های نزاع و کشمکش را در قلب اروپا نگه داشت تا مگر روزی دیگر فرارسد و بحران جدید بتواند منافع ناتمام برخی از کشورهای پیروز جنگ جهانی اول را، تامین کند .

پیشنهاد صلح ویلسون، رئیس جمهور وقت امریکا، مبنی بر چگونگی تامین و استقرار «صلح در جهان » بسیار حائز اهمیت است:

1 . پس از انعقاد عهدنامه های علنی صلح، نباید معاهدات بین المللی خصوصی و سری دیگری بسته شود و دپیلماسی در آینده مبتنی براصول صداقت و صراحت و علنی خواهد بود .

2 . آزادی کامل دریانوردی در کلیه دریاها، به استثنای دریای سرزمینی یا ساحلی، چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح; مگر در مواردی که دریاها کلا یا بعضا به موجب معاهدات بین المللی برای یک اقدام بین المللی مسدود شوند .

3 . حدالامکان از بین بردن کلیه موانع اقتصادی و ایجاد شرایط مساوی بازرگانی برای کلیه ملت هایی که با صلح موافق باشند .

4 . اخذ تصمیمات لازم برای این که تسلیحات ملل به اندازه ای محدود شوند که واقعا برای امنیت داخلی کشورها ضرورت دارد .

5 . دعاوی مستعمراتی باید طوری بی طرفانه و با بلندنظری حل و فصل شوند که نسبت به اصل حاکمیت، هم منافع اهالی رعایت گردد، هم درخواست های منصفانه کشوری که مدعی حقی است، در نظر گرفته شود .

6 . تخلیه کلیه اراضی روسیه و حل کلیه مسائل مربوط به روسیه، به نحوی که برای این کشور امکان داشته باشد تا با همکاری صادقانه سایر ملل در کمال استقلال و بدون هیچ گونه مانعی، وضع سیاسی و ملی خود را تنظیم نموده، به وسیله حکومتی که خود انتخاب می کند، در جامعه ملل آزاد وارد شود.

7 . خاک بلژیک باید تخلیه و حاکمیت این کشور بدون هیچ گونه محدودیتی اعاده شود . این اقدام، مؤثرترین وسیله ای است که ملل نسبت به قواعد و قوانینی که برای تنظیم روابط آنها وضع شده، اعتماد دوباره پیدا کنند . در غیر این صورت، حقوق بین الملل برای همیشه تضعیف خواهد شد .

8 . خاک فرانسه باید کاملا تخلیه شود و ظلمی که دولت پروس در سال 1871 در مورد آلزاس و لورن به فرانسه کرد و قریب پنجاه سال صلح جهان را مختل نمود، باید رفع و جبران شود .

9 . با رعایت خواست ملیت های قابل تشخیص، در مرزهای ایتالیا باید تجدید نظر شود .

10 . باید به مردم کشورهای اتریش و مجارستان امکان داده شود تا به خودمختاری رسند و در بین ملل مقامی داشته باشند .

11 . رومانی و صربستان و مونته نگرو باید تخلیه شوند . صربستان باید به دریای آزاد راه پیدا کند و روابط میان کشورهای بالکان، بر اساس تمایلات کشورها و سوابق تاریخی تعیین شود . این کشورها می بایست برای استقلال سیاسی و اقتصادی و تمامیت ارضی خود، تضمینات بین المللی داشته باشند .

12 . برای قسمت های ترک نشین امپراتوری عثمانی، باید حاکمیت و امنیت تامین شود، لیکن سایر ملیت هایی که تابع این امپراتوری هستند، باید بتوانند بدون مانعی، موجودیت پیدا کنند و خودمختاری داشته باشند . تنگه «داردانل » باید به طور دائم باز و با تضمینات بین المللی، محل عبور و مرور آزاد کشتی ها و مراودات تجارتی کلیه ملل شود .

13 . می بایست کشور مستقل لهستان، شامل اراضی محل سکونت لهستانی ها که راه به دریای آزاد داشته باشد، تاسیس شود .

14 . می بایست براساس معاهدات رسمی، و به منظور فراهم کردن تضمینات متقابل سیاسی و ارضی برای کلیه کشورها، اعم از بزرگ یا کوچک، یک جامعه عمومی ملل تشکیل شود . (2)

تحلیل جامعه شناسانه، اقتصادی، سیاسی و بین المللی پیام رئیس جمهور آمریکا به کنفرانس صلح پاریس، رسم الخط «نظم جهانی » ای را رقم می زد که امروز پس از گذشت قریب یک قرن، منافع انحصاری «آمریکایی کردن جهان » در تشکیل جامعه ملل را می بینیم .

گرچه در متن این پیام چهارده ماده ای، کلمات و اصطلاحات حقوق بشری و ارزش های انسانی به کار رفته است، اما به کارگیری همین اصطلاحات نیز برای هژمونی «گفتمان آمریکایی » پس از جنگ جهانی اول بود . «از بین بردن کلیه موانع اقتصادی » که در ماده 3 این پیام آمده است، چه کشوری می توانست بعد از جنگ جهانی اول که اکثر کشورهای صنعتی و پیشرفته دچار مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ شده بودند، بیشترین استفاده را از آن بنماید؟ «آزادی کامل دریانوردی در کلیه دریاها» که در ماده 2 این پیام آمده است، و در حالی که ناوگان دریای انگلیس که بزرگ ترین نیروی دریانوردی را در اختیار داشت، متلاشی شده، کدام کشور می توانست از آزادی کامل دریانوردی در کلیه دریاها، بهره برداری نماید؟ و بالاخر در ماده 14 که پیشنهاد تاسیس «جامعه ملل » از سوی رئیس جمهور آمریکا مطرح می شود، چه استراتژی و برنامه ای را می تواند برای هژمونی آینده آمریکا به ارمغان آورد؟

پس از تاسیس «جامعه ملل » و اقداماتی برای تاسیس نهادها و سازمان های بین المللی از قبیل سازمان بین المللی کار، دیوان دائمی دادگستری بین المللی، گامی در راستای سازماندهی کردن جهان برداشته شد; ولی با شروع جنگ جهانی و خروج قدرت های بزرگ از جامعه ملل، این جامعه فروپاشید و جای خود را به سازمان کامل تری به نام «سازمان ملل متحد» داد .

 

سازمان ملل متحد

ناتوانی جامعه ملل در جلوگیری از بروز جنگ جهانی دوم و از سوی دیگر عدم کارآیی این نهاد بین المللی برای تامین منافع قدرت های بزرگ، به تولد «سازمان ملل متحد» انجامید . داستان جنگ جهانی دوم، و مسایل پس از آن و متلاشی شدن بسیاری از ساختارهای اقتصادی و صنعتی اروپا، فضای جدیدی را برای ایالات متحده امریکا ایجاد نمود تا با ایجاد بستری، تازه بتواند گامی در راستای تامین منافع حیاتی خود بردارد . «طرح مارشال » مبنی بر کمک به کشورهای اروپایی به منظور بازسازی دوران جنگ جهانی دوم یا جلوگیری از گسترش کمونیست، بر استیلای اقتصادی آمریکا بر اروپا افزود . گرچه تاسیس سازمان ملل نتیجه مذاکرات منشور آتلانتیک شمالی در 14 اوت 1941 و اعلامیه ملل متحد در اول ژانویه 1942 و کنفرانس مسکو در 30 اکتبر 1943 و کنفرانس تهران در اول دسامبر 1943 و کنفرانس دمبارتن اکس 7 اکتبر 1944 و کنفرانس یالتا 11 فوریه 1945 بود، اما نقطه عطف تاسیس سازمان ملل را باید کنفرانس سان فرانسیسکو در 26 ژوئن 1945 دانست .

منشور ملل متحد (3) یا اساسنامه سازمان ملل متحد، مشتمل بر یک مقدمه و 111 ماده و یک ضمیمه 70 ماده ای مربوط به اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری (4) ، ابتدا مورد موافقت قدرت های پیروز جنگ جهانی دوم و سپس به توافق سایر کشورها رسید .

ورای اصول حقوقی و اهداف و برنامه های سازمان ملل متحد که در اکثر کتاب ها و آثار حقوق بین الملل عمومی از آن به تفصیل سخن رفته است و درباره جایگاه و اعتبار «منشور ملل متحد» نسبت به سایر مقررات بین المللی مطالب زیادی مطرح شده است، ساختار قدرت و توزیع قدرت در سازمان ملل حائز اهمیت است .

مجمع عمومی سازمان ملل متحد که یکی از ارکان اصلی این سازمان است و از کلیه کشورهای عضو، یک نماینده دائم در آن حضور دارد، چندان قدرت اجرایی ندارد . بر اساس فصل چهارم منشور ملل متحد، مجمع عمومی تنها می تواند راجع به هر یک از موضوعات مندرج در منشور، بحث و گفت وگو نماید و به تشکیلات سازمان ملل متحد یا شورای امنیت یا کشورهای عضو «توصیه » نماید، ولی حق «مداخله » در مسایل مربوط به صلاحیت شورای امنیت را ندارد . بنابراین مجمع عمومی سازمان ملل که باید مظهر اراده جهانی و خواست ملت های جهان باشد، تنها جنبه «توصیه ای » دارد و از هر گونه ارزش حقوقی مستحکم و قاطعی محروم است .

 

شورای امنیت سازمان ملل متحد

مهم ترین و اصلی ترین رکن سازمان ملل متحد، شورای امنیت است . بر اساس فصل پنجم منشور ملل متحد (مواد 24 تا 32) وظائف و اختیارات این شورا بر شمرده شده است که از جمله می توان به مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بین المللی، توصیه طرق مسالمت آمیز برای حل اختلافات، توسل به زور و قوه قهریه برای اعاده صلح در صورت لزوم و تاسیس ارکان فرعی برای انجام وظایف خود، اشاره کرد .

این شورا از 15 عضو سازمان تشکیل شده است، پنج عضو آن اصلی و دائم که عبارتند از چین، فرانسه، انگلستان، فدراسیون روسیه و ایالت متحده آمریکا و اعضای غیردائم آن با در نظر گرفتن همکاری و مشارکت آنها در پشتیبانی از صلح و امنیت بین المللی و سایر هدفهای سازمان و همچنین تقسیم جغرافیایی صورت می گیرد .

مهم ترین مسئله در شورای امنیت، حق «وتو» است; حق وتو که مخصوص اعضای دائم شورای امنیت است، ابزاری مهم برای امتیازدهی و امتیازگیری سیاسی بین اعضای بزرگ تبدیل شده است .

تصمیمات اساسی و بنیادی مربوط به امنیت جهانی و استراتژی های حیاتی سازمان ملل متحد در دایره تصمیمات شورای امنیت محصور گشته و بر اساس طبقه بندی قدرت و معاملات سیاسی برای امتیازات، هدایت می گردد .

صرف نظر از منظر حقوق بین الملل که این تبعیض را به عنوان «حقوق » پذیرفته و در چارچوب نظم حاکم بر ساختارهای حقوقی و مقررات مربوط به سازمان ملل متحد، این امتیازات را به رسمیت می شناسد، از منظر سیاسی، نقش قدرت و طبقه بندی ساختار قدرت و گروهبندی در اعضای دائمی شورای امنیت، حائز اهمیت است .

ساختار سلسله مراتبی قدرت در شورای امنیت سازمان ملل با «پدرسالاری نوین » آمریکا در تصمیمات و قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل، حکایت از «ابزار گشتگی » شورای امنیت و سازمان ملل متحد برای اهداف و در دست اراده حاکمان سیاسی ایالت متحده دارد .

با نگاهی به تاریخچه قطعنامه های صادره از شورای امنیت، به خوبی روشن می شود که هرگاه منافع و خواست قدرت های بزرگ در یک مورد واقعه سیاسی، برداشتی همراه با منافع گروهی یا خواست و اراده سیاسی بوده است، واکنش ها و برخوردها، قاطعانه و شکننده و سریع بوده، اما در جایی که مغایر با مصالح کشورها بوده است، این اقدامات یا با تاخیر و گاهی نیز با اعمال حق وتو، منتفی گردیده است . سخن تنها بر سر مسئله شورای امنیت و حق وتو نیست، بلکه تلاش برای ایجاد سازمان های بین المللی فراگیر نیز در همین راستا قرار دارد . تاسیس سازمان های جهانی برای مسایل اقتصادی، فرهنگی، حقوقی و قضایی نیز با این سلسله مراتب قدرت در شورای امنیت هماهنگی و همخوانی دارد .

از منظری دیگر و در فضایی کاملا متفاوت، سرمایه داری غرب به رهبری ایالت متحده راهی جز «جهانی شدن » نمی شناسد . «جهانی شدن » تنها محدود به باز کردن درهای اقتصادی و رفع موانع گمرکی یا حتی برداشتن موانع گردش اطلاعاتی در کشورهای جهان نیست، بلکه جهانی شدن، سازماندهی و ساختار بندی کردن جهان برای تامین منافع قدرتهای بزرگ نیز هست . همان گونه که مدرنیته تلاش کرده است در «حوزه داخلی » قدرت های پراکنده را به گونه ای سازماندهی و نظم دهی نماید تا بتواند استیلای قدرت را در همه حوزه های فردی و اجتماعی، استقرار و استمرار بخشد، در حوزه «جهانی » نیز به دنبال طبقه بندی، سازماندهی و نظم دهی ویژه است تا بتواند جهان را اولا بر اساس الگوها و معیارهای مدرنیته بشناسد و در گام دوم بتواند ارزش ها و معیارها و الگوهای «غیر مدرن » را از درون کشورهای دیگر تهی نماید و در نهایت بتواند با ترویج و گسترش ارزش ها و معیارهای مدرن، بر توسعه هژمونی و تسلط استیلای آن بیفزاید .

هانتینگتون این هژمونی تمدن سرمایه داری غرب را «گفتمان برتر» می خواند و تلاش می کند در مسیر توسعه خطی و یک سویه و برگشت ناپذیر، مردم جهان را متوجه تمدن غرب نماید و این برتری را خود این گونه ترسیم کرده است: «دیدگاه رایج در جوامع غیر غربی در مورد این ارزش ها، طیف وسیعی را تردید گرفته تا مخالفت شدید، شکل می دهد . آنچه به نظر غرب جهانگرایی است، از دیدگاه بقیه امپریالیسم است . غرب تلاش می کند - و تلاش خواهد کرد - تا موقعیت ممتاز خود را حفظ کند و از منافع خود که آن را منافع «جامعه جهانی » جلوه می دهد، دفاع کند .» (5) ایالت متحده آمریکا به درستی به توصیه ساموئل، جامه عمل پوشاند و این تز را در بعد حقوقی و امنیت جهانی در شورای امنیت به کار گرفت . غالب قطعنامه های شورای امنیت بر اساس این نظم شکل گرفته که در درجه نخست منافع ایالت متحده به عنوان منافع «جامعه جهانی » تعریف و بر اساس آن اقدامات امنیتی و نظامی در هر نقطه ای از جهان صورت گیرد .

صرف نظر از جایگاه حقوقی سازمان ها و نهادهای بین المللی و جهانی، با نگاهی سیاسی به این سازمان ها، به روشنی خواست و اراده قدرت های بزرگ، خصوصا آمریکا برای ایجاد ساختارها و سازمان های حیاتی برای تحقق «منافع خود» هویدا می گردد . و این «اداره جهان » بر اساس خواست و میل سیاسی نه تنها در ساختار سازمان ملل متحد، بلکه در غالب سازمان ها و تشکیلات بین المللی نیز دیده می شود . حلقه واسطه میان نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد، شورای امنیت است و در راس این سلسله مراتب سیاسی که چهره ای کاملا حقوقی یافته است، در داد و ستدی سیاسی با «مدیریت » ایالت متحده برای تامین منافع سرمایه داری در حال استمرار و تداوم است . گرچه در راستای کاهش نقش یکسویه سازمان ملل متحد و شورای امنیت، سازمان های منطقه ای در حال گسترش است و تشکیل «اتحادیه اروپا» می تواند گامی در راستای مهار نقش شورای امنیت و حصار امنیتی برای اروپاییان باشد، ولی کماکان نفوذ قدرت سیاسی ایالات متحده در سازمان های منطقه ای نیز دیده می شود . از این روست که رئیس جمهور آمریکا در مورد اختلاف نظر اعضای شورای امنیت درباره حمله به عراق، با تهدید ابراز نموده که اگر شورای امنیت نمی تواند عراق را خلع سلاح نماید، ما این کار را انجام می دهیم . این گونه تهدیدها، نه تنها به ناکارآمدی نقش «شورای امنیت بدون آمریکا» اشاره دارند، بلکه قدرت برتر و استیلای نظامی آمریکا را بر سازمان ملل و شورای امنیت نیز می نمایانند . از این رو سیاست خارجی و استراتژی نظم نوین جهانی در چارچوب «پلیس بین الملل » و «توازن قدرت ها به نفع ایالت متحده » ادامه دارد و آمریکا برای بقای خود و بقای سرمایه داری غرب، ناچار است از طریق طرح مسایل فرهنگی (از فیلم های هالیوودی گرفته تا تبلیغات رسانه ای)، کمک به ایجاد سازمان های جهانی (با مداخله شورای امنیت و رهبری آمریکا) این برتری را حفظ نماید .

وجود بازیگران جدید در عرصه روابط بین الملل و گسترش سازمان های منطقه ای، خصوصا اتحادیه اروپا و بالاخره توسعه همکاری های منطقه ای و ظهور قدرت های جدید در معاملات جهانی، توازن قدرت پیشین و نظام تک قطبی را به چالش کشیده است . جریان حمله به عراق و مخالفت های جهانی با آن و خصوصا مخالفت صریح برخی از اعضای دائمی شورای امنیت «روسیه، فرانسه و چین » نشان دهنده شروع چالشی بزرگ فرا روی سیاست و استراتژی جهانی آمریکا است . از این رو «صلح و امنیت جهانی » که در راس برنامه های شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفته است، به ابزاری برای مداخله مستقیم آمریکا در امور داخلی کشورها تبدیل شده است و «حق وتو» نیز امتیازی است برای حفظ و برتری سلطه جهانی در حقوق بین الملل، که نهادینه شده است و همه کشورها بایستی در درون نظمی که محصول کشمکش های سیاسی میان قدرت های بزرگ و قدرت های فرودست بوده است، قرار گیرند .

 

پی نوشت ها:

1. organisation

2. برای اطلاعات بیشتر درباره تاریخ و مقدمات تشکیل جامعه ملل، ر . ک :

محمد رضا ضیائی بیگدلی، حقوق بین الملل عمومی، تهران: کتابخانه گنج دانش، 1379، ص 39 - 46

3. La charte des Nations Unies, Fait a San Francisco Le Vingt Six juin 1945

4. Statut de La Courinternational ede la Jastice, Du 26 juin 1945.

5. ساموئل هانتینگتون، برخورد تمدن ها و بازسازی نظم جهانی، ترجمه محمدعلی رفیعی، تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی، 1378 .

۹۴/۱۰/۱۹

نظرات (۰)

بی نظر

نظر شما چیه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">