جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

گام اول؛ خودسازی

گام دوم؛توکل

گام سوم؛اتحاد

گام نهایی؛خدمت

آخرین نظرات

جوان دیروز،جوان امروز

پنجشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۳۶ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم



شاید برای بسیاری از «جوانهای دیروز» و برخی از «جوانهای امروز» پرسش هایی از این دست مطرح باشد که: آیا جوانان دیروز و جوانان امروز تفاوتی با هم دارند؟ تفاوت جوان دیروز و جوان امروز چیست؟ آیا تفاوت فقط در نوع پوشش و آرایش است یا تفاوتهای دیگری هم میان جوان دیروز و جوان امروز وجود دارد؟ آیا اعتقادات، ارزشها و آرمانهای جوان دیروز و امروز تفاوت کرده است؟ چگونه می توان فاصله میان جوانان دیروز و امروز را کمتر و آنان را به هم نزدیکتر کرد؟ و ...

وجود این پرسشها باعث شد که ما دست به کار شویم و با ارسال نامه هایی به اهل قلم، هنرمندان، اهالی مطبوعات و ... از آنها بخواهیم که نظرشان را در مورد این پرسش ها برای ما و شما بنویسند .

آنچه در پی می آید پاسخ دو تن از نویسندگان و روزنامه نگاران خوب کشورمان است که صمیمانه از آنها سپاسگزاریم .

 

سید مهدی شجاعی

اگر بپذیریم که اصلی ترین کار در عالم، شناخت امام زمان و تنظیم رابطه با حضرت ایشان است; می توانیم نسبت جوان امروز را با این معرفت و رابطه بسنجیم و آن را با جوان دیروز در ترازوی مقایسه قرار دهیم .

به اعتقاد من کار جوان امروز بسیار دشوارتر از جوان دیروز و نسلهای گذشته است .

 

امروز به همان نسبتی که ابراز شناخت و معرفت افزون تر شده و دستیابی به کتب و منابع معرفتی سهل تر گشته است، عوامل غفلت آفرین نیز فزونی گرفته است .

جوان دیروز، اگر از شش جهت می بایست مراقب خود باشد، جوان امروز باید راه نفوذ را از شصت جهت بر شیاطین متکثر بیرونی ببندد و در آن واحد در شصت جبهه بجنگد تا بتواند هویت و شخصیت و معنویت خود را حفظ کند .

و طبیعی است که پیروزی در این جنگ سخت و نابرابر بسیار ارزشمندتر و شیرین تر است از پیروزی در جنگهای پیشین و پیشینیان .

و گوارا باد این پیروزی بر جوان امروزی .

 

علی اکبر کسائیان

بر این باورم که حضرت «جانان » ، جوهر «جان » جوانان این زمان و دیروزیان و جوانان همه زمانها را با لطف و احسانی یکسان آفریده است .

هر جوانی، در هر زمانه ای، به اقتضای دوران رشد و بالندگی اش، جلد و جسور و جست وجوگر و جهنده لطیف و حساس، ترد و شکننده، مهرورز، مهرجو، خرم و خندان، پویا و مستعد، آماده و امیدوار، نوجو و تحول خواه و هوشیار است .

 

روشن است که دوره «جوانی » پس از گذشتن از دوره بحرانی و بسیار حساس بلوغ جسمی «نوجوانی » است . و نوجوانی، ریشه در کودکی دارد و هر «کودک » دوران طفولیت و نوزادی را سپری کرده و هر «نوزاد» ، 9 ماه و 9 روز، دوره جنینی را طی کرده است . و هر «جنین » - صرف نظر از کروموزومهای موروثی والدین - از جنب و جوش و حرکت و لقمه و لالایی و سرود و سرور «مادر» و مهر و کین و شادی و غضب، امید و یاس بسی تاثیر پذیرفته و فطرت خدادادی، وی را به سمت و سوی نیکی یا بدی متمایل ساخته است . شفاف تر بگویم; تربیت زمینه و ضمیر «جنین » ها و ... «جوان » ها، نه از مدرسه و خانواده و جامعه و دوران جنینی و هنگامه تولد - بل از سالها و قرنها پیش آغاز شده است . از میلاد آدم و حوا و لحظه اراده حضرت حکیم، جل و علاء، در جهت خلقت آدمها! ...

این بدیهیات را یادآوری کردم که یادمان باشد، عجولانه، جوانان امروز را متهم به انواع کژیها نکنیم . هر چه هستند، حاصل تربیت مستقیم و غیر مستقیم و مرئی و نامرئی ما بزرگترها و پیرها و پخته هایند . رگ و ریشه های بسیار مؤثر ارثی و محیط تربیتی دوره های نقش پذیر قبل از جوانی را همیشه در نظر داشته باشیم و بدانیم که یک جوان، یک روزه یا یک ساله، خلق الساعه، «جوان » نمی شود و بی مقدمه پا به این دوره زیبای زندگی نمی گذارد .

معمولا، اگر هر جوانی، در هر زمانه ای، در جرگه «خوبان » وارد شود; رنگ و بوی نیکان به خود می گیرد . و چنانچه با گروه گمراهان حشر و نشر کند و هیچ جرقه نوری در راهش ندرخشد و بر صفحه صاف فطرتش زنگار سیاه بنشیند; بی شک، به خلق و خوی گم کرده راهان در می آید!

با این حال، خیال نکنید که «جوان » فقط محصول بی چون وچرای محیط اجتماعی اش است و خودش در رسیدن به سعادت یا شقاوت، نقش و اراده ای ندارد هرگز چنین نیست! اختیار و اراده نهایی انجام هر کاری بر عهده خود اوست . اگر تقوا و ایمان قوی، دلیل و راهنما و همراه جوان باشد، چه بسا که در جرگه اجباری بدان نیز، به بیراهه نرود و رنگ ناپاکان به خود نگیرد .

 

واقعیت این است که درصد بالایی از خلق و خوی جوانان هر جامعه، متاثر از رفتار و کردار و گفتار بزرگسالان آن جامعه است . بسیاری از جوانان قبل از انقلاب اسلامی در سالهای 40 تا 56 به خاطر جو غالب جامعه، مثل بزرگترها، کم کم غربزده و تابع مد و مدلهای غربی شدند و هرهری مذهب، مجذوب زرق و برق ظاهر تمدن فرنگی، کم اعتنا به فرهنگ ملی و ارزشهای دینی و ابن الوقت و کم صداقت و مادی و لذت جو و شهرت طلب بار آمدند . با این توضیح که شاید نیمی از همین جوانان شهرنشین و اکثر جوانان روستایی، در همان روزگار نیز، گرایش گرانقدری به سنتهای ملی و دینی داشتند و هویت ایرانی و اعتقادات اسلامی نسبتا محکمی رفتار و کردارشان را هدایت می کرد . اما رژیم پهلوی به پیروی از اربابان خارجی خود سعی در مسخ جامعه و بی هویت و کم غیرت کردن جوانان داشت و در افراد سست ایمان و قشر مرفه بی درد شیفتگی و برتری همه جانبه غربیها را بسیار حسابگرانه تبلیغ و ترویج کرده بود . ولی جوانان خداجو و متدین را هرگز نتوانست بی هویت و لاابالی و سطحی نگر و لذت طلب بار آورد . بی انصافی است که تصور کنیم، همه جوانهای دوره طاغوت، لاابالی و گمراه و غربزده و مدپرست بودند; جوانان هیاتهای مذهبی و گروههای قرآنی و دانشجویان کتابخوان و آگاه دانشگاهی و مدرسه ای و جوانهای کارگزار و دهقان و ... کم نبودند که همان زمان از ترفندهای رژیم مطلع بودند و چشم بسته تسلیم تبلیغات و جو مسموم سیاست بازان گوش به فرمان بیگانگان نمی شدند . آنها حتی ناصح مادران و پدران ناآگاه خود نیز بودند و زودتر از آنها به ندای حق طلبانه امام خمینی (ره) لبیک گفتند .

و دیدیم که همان جوانهای پاک فطرت سال 56 و 57 وقتی که اعمال و رفتار خالصانه بزرگسالان و پیران پارسا را عملا مشاهده کردند و بر آنها معلوم شد که رژیم پوشالی شاه، دست نشانده بی چون و چرای اجنبیان است و جز به منافع فامیلی و فردی خود و اعوان و اقوام و اربابانشان به هیچ چیز دیگر نمی اندیشد، در ظرف یک سال، آنچنان متحول و همراه جماعت بزرگسالان حق جو شدند که در 17 شهریور 57 و در جلوی دانشگاهها و در راهپیمائیها و اجتماعات ضد رژیم، صادقانه شرکت کردند و سینه های صافشان را مقابل گلوله های جلادان رژیم سپر ساختند و با خونهای پاک خود، نهال انقلاب را آبیاری کردند . دهها هزار شهید جوان در سالهای 56 و 57 در سراسر ایران، سند سر بلندی و بالندگی جوانهای پاک فطرت و نیکو سیرت دیروزی جامعه ایران است .

 

و اما جوانان امروز; یعنی 14 تا 24 ساله هایی که تولد آنها بعد از طلوع انقلاب اسلامی رخ داده است; دو دسته اند: عده ای از جوانان امروز، به خاطر آن که در خانواده های متدین و آگاه از مسایل جهانی پرورش یافته اند و محیط مدرسه و دایره همسالان و معاشران آنها نیز همفکر و از سنخ خودشان بوده اند; اکثرشان جوانان خوش فکر و منطقی و دوستدار ارزشهای اصیل اسلامی و متعصب به باورها و آداب و رسوم ملی اند . اینان با آنکه بعضی هاشان تحصیل کرده و بیکار هستند و از لحاظ معیشتی و مادی نیز در مضیقه اند، ولی هرگز راضی نمی شوند که به خاطر رسیدن به رفاه و آسایش بیشتر، استقلال و آزادی کشور از دست برود و مثل گذشته، بیگانگان به وسیله مزدوران داخلی خود بر ما حکمرانی کنند . نسلی که مسائل سیاسی را خیلی خوب می فهمد و مستکبران دنیا را می شناسد . جوانانی هوشیار و آگاه به مسائل روز و مطلع از تاریخ جهان . مستعد، متدین، میهن دوست، خداپرست، صاف و بی غش، پر انرژی و امیدوار به آینده ای بهتر، و گاه جلوتر از پدران و مادران، جوانهایی متعادل، مهربان، خلاق، دانشجو و کارگر و طالب علم و دانش، با غیرت و جوانمرد و با همت!

دسته ای دیگر از جوانان امروز هم که متاثر از رسانه های تبلیغی ماهواره ها و تجهیزات پیام رسان و سرگرم کننده و افسونگر و پر جاذبه آن سوی مرزها و تحت تاثیر محیط خانوادگی غربزده و اطرافیان اتو کشیده مدپرست و مرفه اند; مجذوب و مفتون ظواهر فریبنده جوامع مدرن غربی شده اند .

 

اینان هویت خویش را از یاد برده و برده بی چون و چرای نسخه های زیست و ایست و شیفته شیوه های زندگانی و حکمرانی قدرتهای استکباری شده اند . اخلاقشان، خودمحوری و لذت جویی از هر طریقی است به همراه رفتار آدمکی و عروسکی و تقلیدواری که به صورت بسته بندی های صوتی و تصویری درقالب دیسکت و CD و نوار وارداتی به رایگان یا خیلی ارزان در اختیارشان قرار گرفته است . کافی نت و کلاس خصوصی موسیقی و باشگاه بیلیارد می روند و به تقلید از بزرگسالان اطراف خود، فارغ از هر درد و غمی، غم دیگران خوردن را کاری عبث و فداکاری را بیهوده و شهادت و دفاع از مرزهای میهن را مرگ مفت می دانند! ! این گروه از جوانهای امروزی با جوانان بی هویت و مسخ شده جامعه قبل از انقلاب و غربزدگان و رفاه طلبان آن روزها، چندان تفاوتی ندارند جز آنکه سرعت و شتاب بیراهه رفتن اینان، بسیار سریع تر از ره گم کردگان دیروز است .

و کلام آخر اینکه: بین جوانان جستجوگر و حق جو و آگاه و متعهد و جوانهای سرگردان و گم کرده راه جوانانی هستند که نزدیک و نزدیک تر یا کمی دور و دورتر از گروه اول یا دوم اند . بنده از هیچ کدام از اقشار جوانان عصیانگر یا با ادب و فرمانبر و مبتکر، ناامید نیستم و به هدایت همه آنها کم و بیش امیدوارم . به شرطی که ما بزرگسالان حرف و عملمان «واحد» باشد و بتوانیم الگوی صداقت و تقوا و تلاش و نیکی و آگاهی و معرفت و غیرت و همت برای آنان باشیم .

 

جوانا ره طاعت امروز گیر

که فردا نیاید جوانی ز پیر


و من هنوز، در پیرانه سر، منتظرم که به یمن دیدار مقدم مهدی موعود (عج) توش و توان جوانی بیابم تا خسران کاهلیهای دیروزین را جبران کنم و نیروی نیکوی جوانی جدید را در طاعت «خدا» و خدمت به خلق به کار گیرم .

 

همه هست آرزویم که ببینم از «تو» رویی

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی؟

۹۴/۱۱/۰۸

نظرات (۲)

مطالب خوبی دارید خوشم اومد واقعا مطالبی جالبی دارید. ممنون میشم از سایت من بازدید کنید. Goldpost.ir اگه خواستین تو سایت تبادل لینک نیز می کنیم.

۰۸ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۵۴ ❤منتـــظر المـهـدی❤

همه هست آرزویم که ببینم از «تو» رویی

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی؟

پاسخ:
ممنون از حضور سبز و همیشگی شما

نظر شما چیه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">