جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

گام اول؛ خودسازی

گام دوم؛توکل

گام سوم؛اتحاد

گام نهایی؛خدمت

آخرین نظرات
  • ۱۶ آذر ۹۵، ۱۸:۱۰ - مهدی عباسی
    لایک

تصمیم گیری ایرانیان برای مردم جهان

يكشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۵۴ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم



یکی از ارکان اصلی، بلکه اصلیترین رکن نظام جمهوری اسلامی ایران، ولایت فقیه می باشد؛ زیرا هم مشروعیت نظام وابسته به آن بوده و  هم نقطه اصلی تفاوت بین حکومت اسلامی شیعی و دیگر حکومتها، در این رکن است.

بحث در این موضوع از دیرباز در میان فقهای شیعه مطرح بوده و تمامی قائلین به ولایت فقیه، آن را بر مبنای نصب از سوی ائمه علیهم السلام تبیین میکردند؛ یعنی معتقد بودند که فقیه جامع الشرایط از سوی امام معصوم(ع) به مقام ولایت منصوب شده است.

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تشکیل حکومت اسلامی بر مبنای ولایت فقیه، باعث طرح بحثهای بیشتر و عمیقتری در این زمینه گردید و این مباحث، راه را برای ارائه نظریات جدید هموار نمود. یکی از این آرای جدید، نظریه «انتخاب» بود که از سوی بعضی فقها و اندیشمندان(1) مطرح شد و از همان ابتدا مورد نقد و بررسی قرار گرفت؛ در ادامه به بررسی بسیار اجمالی دو نظریه انتصاب و انتخاب خواهیم پرداخت.

نظریه انتخاب:

 این نظریه میگوید ائمه معصومین(ع) فقهای جامع الشرایط را به عنوان کاندیدا و نامزد مقام رهبری به مردم معرفی کردهاند یعنی تنها شرایط رهبر را برشمردهاند و به هیچ یک از آنان ولایت را تفویض ننمودهاند بلکه این کار را بر عهده مردم گذاردهاند و مردم نیز با انتخاب مستقیم یا غیر مستقیم خود (ازطریق خبرگان) به یکی از نامزدهای مقام رهبری، ولایت را تفویض میکنند.

نظریه انتصاب:

این نظریه میگوید فقیه واجد شرایط برتر، از سوی ائمه(ع) دارای مقام ولایت است و خبرگان از طریق انتخاب یا به تعبیر بهتر انکشاف(کشف کردن) خود، او را تشخیص داده و به امت اسلامی معرفی میکنند؛ بنابراین خبرگان هیچ گونه ولایتی به او تفویض نمیکنند بلکه ولایت او از سوی ائمه تفویض شدهاست؛ در این صورت حتی در زمانی که حکومت، در دست فقیه نیست یا در حالت عدم اقبالِ اجتماعی، فقیه، ولایت دارد و در صورت صدور حکم حکومتی، اطاعت مردم از او واجب است. امام خمینی در این باره میگویند: «اگر برای فقها امکان اجتماع و تشکیل حکومت نباشد، هر چند نسبت به عدم تأسیس حکومت اسلامی معذورند ولی منصب ولایت آنها ساقط نمیشود، با اینکه حکومت ندارند بر امور مسلمین، بلکه بر نفوس مسلمین ولایت دارند.» (2)

ذکر این نکته ضروری است که شیعیان  واژه «نصب» را همواره در بحث امامت استفاده کردهاند که نشانگر توجه خاص این مذهب به الهی بودن مقام امامت است و معتقدند که امام باید از سوی خداوند متعال «منصوب» گردد.

در ادامه مسیر انتصاب امام که ویژه معصومان است و خداوند توسط پیامبر (علیه السلام) آنان را منصوب کردهاست، با نصبی مواجهیم که از سوی امامان معصوم (علیه السلام) انجام گرفتهاست که در واقع این دو نصب در طول یکدیگر قرار میگیرند و آن نصب حاکم اسلامی بر جامعه اسلامی در زمان غیبت امام معصوم است. و در همین راستا شیخ مفید میفرماید:

« اقامه حدود وظیفه حاکم منصوب از جانب خداوند است که همانا ائمه هدی علیهم السلام هستند و آنها نیز افرادی را برای امارت و حکومت نصب فرمودهاند که تا حد امکان از فقهاء شیعه هستند»(3)

نکته قابل تامل این است که بدون شک، وقتی مردمی این نگاه را داشتهباشند که فقیه جامع الشرایطی که بر آنها حکومت میکند منصوب شده از سوی امام معصوم است و توسط مردم و یا خبرگان آنها منتخب آنان کشف شده است، نوع تبعیت مردم از ایشان با زمانی که این نگاه وجود داشتهباشد که فقیه حاکم، انتخاب شده توسط خود مردم یا خبرگان است متفاوت خواهدبود؛ زیرا در نگاه نخست جنبه الهی بودن مقام ولایت پررنگتر بوده و در نگاه دوم جنبه زمینی بودن آن.

نکته لازم به ذکر این است که در هر دو حالتِ  اعتقاد به نظریه انتخاب و یا انتصاب، اهمیت وجود افراد با تقوا، دقیق و آشنا به مسائل فقهی و شرعی در مجلس خبرگان بسیار پررنگ است؛ زیرا اگر افرادی که وارد مجلس خبرگان میشوند و کارویژه اصلی آنها معرفی رهبر امت اسلامی است از صلاحیت لازم و تقوای مناسب جهت انتصاب و یا انتخاب رهبر برخوردار نباشند، با عدم توانایی کشف مصداق مقام رهبری (در صورت اعتقاد به نظریه انتصاب) و یا انتخاب نا بهجای خود(در صورت اعتقاد به نظریه انتخاب)، مدیریت جامعه اسلامی را بر عهده فردی میسپارند که توانایی اداره امور مسلمانان را نداشته و با حرکت در مسیر مخالف اسلام، کشور اسلامی را با خطر جدی مواجه میکند. همانگونه که تاریخ انقلاب یک بار شاهد احتمال وقوع این اشتباه بودهاست که با هوشمندی امام خمینی این خطر از جامعه اسلامی رفع گردید.

 اهمیت انتخاب خبرگان برای معرفی رهبر کارآمد زمانی پررنگتر می‌شود که به این نکته توجه نماییم که امروزه گستره تاثیرگذاری و نفوذ ولایت فقیه و تبعیت از او، از مرزهای ایران فراتر رفته و تمامی مسلمانان اعم از شیعه و سنی و حتی بسیاری از غیر مسلمانان را نیز تحت تاثیر قرار دادهاست؛ از این رو هرگونه اشتباه در شناخت مصداق و یا انتخاب رهبر از سوی خبرگان میتواند امت اسلامی در سراسر جهان را با چالش جدی مواجه سازد و مسیر حرکت مسلمانان و مستضعفان جهان را تغییر دهد.

از این روست که انتخابات مجلس خبرگان در ایران همواره مورد توجه دوست و دشمن بوده و مخصوصا دشمنان سعی در تاثیرگذاری در چگونگی انتخاب مردم داشتهاند. زیرا به وضوح میدانند این خبرگان هستند که میتوانند با چگونگی نظارت بر رهبر فعلی و یا چگونگی معرفی مصداق رهبر بعدی، بر معادلات داخلی، منطقهای و حتی بینالمللی موثر باشند.

از این رو میتوان گفت انتخاب نماینده خبرگان توسط مردم ایران در اصل تصمیمی است که ایرانیان برای تمام مردم جهان اتخاذ میکنند بنابراین باید نهایت دقت را در این تصمیمگیری بهکار گیرند تا اسباب اعتلای امت اسلامی را فراهم آورند.

امید است با انتخابهای صحیح و دقیقمان زمینهساز رسیدن به مدینه فاضله ظهور باشیم. (انشاءالله)

 

فهرست منابع

1-    از طرفداران نظریه انتخاب می توان به آیة الله حسینعلی منتظری در کتاب «دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة » و آیة الله محمد مهدی آصفی درکتاب «ولایة الامر» اشاره کرد.

2-    امام خمینی /صحیفه امام / ج 17 / ص 95.

3-    المقنعه، شیخ مفید، ص۸۱۰-۸۱۲.    

۹۴/۱۲/۱۶

نظرات (۰)

بی نظر

نظر شما چیه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">