جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

گام اول؛ خودسازی

گام دوم؛توکل

گام سوم؛اتحاد

گام نهایی؛خدمت

آخرین نظرات
  • ۱۶ آذر ۹۵، ۱۸:۱۰ - مهدی عباسی
    لایک

تحریف تاریخ

سه شنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۴، ۰۷:۰۵ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم



اول - عامل مذهبی : یهودیان بر این اعتقادند که آنچه در تورات وارد شده صحت تاریخی داردو آنان مالکان اصلی فلسطین هستند و از نظر دینی ماموریت دارند به آنجابازگردند .

دوم - عامل نژادی : قوم یهود تنها قومی هستند که در طول تاریخ نتوانستند باهیچ قومی کنار بیایند . به این دلیل که آنها خود را تافته جدا بافته و ملت برگزیده خدامی دانند ومعتقدند که باید به سرزمینی که خدا به آنان وعده داده بازگردند و خداوند هفت ملت را ازپیش روی آنان برمی دارد .

سوم - عامل سیاسی : این عامل به اطماع استعماری اروپا مربوط می شود . کشورهای استعمارگرهمواره صهیونیستها را برای رسیدن به اهداف خود در فلسطین یاری می کردند نه ازاین جهت که آنان استحقاق آن را دارند بلکه تنها به خاطر هدفهای استعماری خود، تا باهمکاری یهودیان و رواج افکار خرافی آنان، ضربه بزرگی به جهان اسلام وارد کنند .

 

تزویر تاریخ

و به این ترتیب کارشناسان و مورخان غربی به جای تحقیق و جستجو درباره حقیقت تاریخی گفته های تورات (1) که مورد شک و تردید است آن را تایید می کنند و اسنادی تاریخی نیزبرای آن می آفرینند و تاریخ اسرائیل را تاریخ کهن و حقیقی جلوه می دهند و تاریخ فلسطین رانادیده می گیرند . در حالی که در تورات جز افسانه هایی خیالی چیز دیگری وجود ندارد و هیچ مصدرتاریخی، گفته های آن را تصدیق نمی کند .

 

در اینجا به ذکر نمونه هایی در مورد تزویر تاریخ می پردازیم :

کیت وایتلام معتقد است که بر اساس آنچه در تورات آمده تاریخ فلسطین در شعاع تاریخ عبری ناپدید شده است و تمام مورخان گفته های تورات را حقایقی مناقشه ناپذیر می دانستنداز این روی هیچ گاه به دنبال یافتن تاریخ واقعی فلسطین نبودند و تنها مصدرآنان برای نوشتن تاریخ، کتاب مقدس بوده که تمام تکیه آن بر تاریخ عبری است و اسرائیل راسرزمین کهن و دارای تاریخ و فرهنگ به حساب می آورد .

وایتلام می گوید: «دروغ بزرگ تاریخی که مورخان بر پایه دروس تورات آن راخلق کردندبه تدریج قوت خود را از دست می دهد . امروزه دیگر همه مورخان بر تورات به منظورکشف تاریخ اسرائیل و فلسطین اعتماد نمی کنند . میلر و هایز دو کارشناسی هستند که تحقیقات آنان اولین تحول را در زمینه تاریخ این منطقه به وجود آورد . این دو کارشناس ثابت کردندکه تاریخی که تورات برای اسرائیل رسم کرده بسیار ضعیف بوده در موارد مختلف با نقص وکمبود مواجه است که این مساله باعث شده که تاریخ عبری روز به روز کمرنگ تر شده جای خود رابه تاریخ فلسطینی بدهد .

 

پس از مطالعات دقیق کارشناسان و تحقیق در مصادر مختلف تاریخی شکل توراتی تاریخ پس ازسکوتی طولانی به لرزه درآمده و آنچه دولتهای قدرتمند را با صهیونیسم پیوندمی دهد دیگرگفته های تورات نیست بلکه اهداف سیاسی و استعماری است که بر همگان روشن وآشکار است .

و در آخر وایتلام اعتراف می کند با اینکه تاریخ فلسطین در طی دو قرن گذشته به خاطر تاثیرپذیری مورخان از مکتب تورات کنار گذاشته شده بود و اروپا به خاطر هدفهای استراتژیک اجازه ظهور حقیقت را نمی داد، اما ضعف این تاریخ که باعث ایجاد شک و تردید در اذهان بسیاری ازکارشناسان شده و نیز رواج کتابهای تاریخی که بر اساس معیارهای علمی نه معیارهای توراتی تالیف شده بود، باعث کشف جعلی بودن تاریخ توراتی شد، البته در این زمینه مبارزه پیوسته مردم فلسطین و انتفاضه، کمک زیادی به نابودی پایه های فکری تاریخی توراتی کردکه بی گمان - در نهایت - به آشکار شدن تاریخ اصلی و حقیقی فلسطین خواهد انجامید .

دوم : اسنادی است که توماس تامسون در کتاب خود «تاریخ گذشته ملت اسرائیل » ذکر کرده است . تامسون بر اساس نظریه ویلهاوزن در کتاب خود تکیه دارد . نظریه ویلهاوزن می گوید : آنچه در مصادر چهارگانه در «اسفار خمسه » عهد قدیم وجوددارد تنها نظرنویسندگان آنها را منعکس می کند، از این روی نمی توان آن را جزء تاریخ به شمارآورد . مایرنیز که در این تحقیقات با لویهاوزن همکاری می کرده، می گوید : اسناد و مدارک تورات چیزی نیست جز مجموعه ای از افسانه ها و داستانهای مردم کوچه و بازار و خیالبافیهای مؤلفان آن و قسمت بسیار کوچکی از آن به تاریخ مربوط می شود . گونکیل نیز با نظریه مایرو و ویلهاوزن موافق است . او می گوید : داستانهایی که بین مردم عادی رواج داشته یا حتی درادبیات جهانی نیز جایگاهی داشته، اساس حکایتهای تورات و عهد قدیم را تشکیل می دهد .

 

گریسمان که شاگرد ویلهاوزن بود پس از چاپ کتاب خود «نصوص شرق قدیم درباره عهدقدیم » به انتشار افکار استاد خود کمک زیادی کرد . همچنین ریچارد که شهرت خود را پس از جنگ جهانی دوم به دست آورد تحقیقات زیادی در این زمینه دارد که آنها را درکتاب خود «تاریخ اسرائیل قدیم » گردآوری کرده است . همزمان با این کارشناسان مورخ دیگری به نام ایسفلت، بحث درباره عهد قدیم را از دیدگاه دیگری آغاز کرد، او عقیده دارد که عهدقدیم تاریخی نیست که به خیال تبدیل شده باشد . اسفار خمسه عهد قدیم تنهاداستانهایی خیالی است که بین مردم رد و بدل می شده و به تدریج وجهه تاریخی به خود گرفته است که البته می توان هسته تاریخ را از میان این داستانها با حذف اضافات بیرون آورد .

در مقابل این نظریه ها در مورد اسفار خمسه عهد قدیم، نظریه های دیگری نیزوجود داشت که گفته های تورات را حقایقی تغییر ناپذیر و غیرقابل مناقشه قلمدادمی کرد . تعدادزیادی ازکارشناسان در دهه های بیست وسی میلادی (هنگامی که نهال صهیونیسم در حال رشد وریشه دوانیدن بود) سعی داشتند دوباره تاریخ را بر اساس همان داستانهای تورات بازنویسی کنند که مهمترین آنها اولبرایت 1 از آمریکا و المت از آلمان بودند . این دو کارشناس ثابت کردند که آنچه در تورات آمده عین تاریخ است و سعی داشتند با ایجاد رابطه بین گفته های تورات وتحقیقات تاریخی مربوط به خاور نزدیک، تاریخ گذشته اسرائیل را بازسازی کنند .

 

اما اولبرایت که نه مورخ بود و نه مفسر تورات، بیش از المت به نص تورات پابندبود ومفاهیمی را به وجود آورد که درست در نقطه مقابل نظریه های ویلهاوزن، مایر وگونکیل بود . او تاکیدمی کرد که تورات مصدر اصلی تاریخ است و آنچه در مورد گذشته اسرائیل در آن آمده، تاریخ این منطقه و مردم آن را نشان می دهد و برای اثبات تاریخ بودن تورات، همین دلیل کافی است که می توان برخی از وقایع آن را با مصادری غیر از تورات نیز ثابت کرد . امابسیاری از محققان از جمله شاگردان خود او مانند مندنهال، گیوس، لوک و ماتیوس با این نظریات به شدت به مخالفت برخاستند .

ضربه سخت دیگری که در این زمینه به یهودیان محافظه کار و افراطی وارد آمداز سوی کارشناس اسرائیلی پروفسور زئیف هرتسوگ بود . وی در مقاله ای که در تاریخ 28/11/1999 درروزنامه هاآرتس اسرائیلی منتشر شد ، ثابت کرد که پس از هفتاد سال کنکاش وجستجو در آثارتاریخی به نتایج هولناکی دست یافته است: «تمام آنچه از اجداد ما گفته شده چیزی جزافسانه های قدیمی نیست . اجداد ما به مصر مهاجرت نکردند و این کشور را به تصرف درنیاوردند . هیچ دلیلی بر وجود امپراتوری بزرگ داود و سلیمان وجود ندارد .»

 

او ادامه می دهد: «در بیست سال گذشته انقلابی در زمینه تاریخ اسرائیل به وجود آمده است . تمام محققانی که سالها به دنبال یافتن مدرکی بودند که داستانهای تورات را ثابت کند، امروزه به این نتیجه رسیده اند که مراحل تشکیل قوم یهود با آنچه در تورات وجود داردکاملا مغایرت دارد ; یهودیان در مصر زندگی نکردند و این کشور را اصلا اشغال نکردند و ازهمه شگفت تر این که مملکت داود و سلیمان که وصف آن در تورات به عنوان نیروی عظیم منطقه آمده است تنها یک مملکت کوچک قبیله ای بوده است !

 

بنابر آنچه گفته شد روایات تورات دروغ بزرگی است که یهودیان با آن فکر سیاسی یهودی را درقرن بیستم پایه ریزی کردند و کتابی را که مضمون آن افسانه ها و خرافاتی است که هیچ منطقی آن را نمیپذیرد به کتابی تاریخی و غیر قابل مناقشه و دور از هرگونه شک و تردیدتبدیل کردند و توانستند به این وسیله هسته اصلی فکر صهیونستی را تشکیل دهند و تمام دنیا را به بر حق بودن خود قانع نمایند و در نتیجه طرح دولت یهودی از نیل تا فرات را به اجرا گذارند .

اما اکنون با از هم پاشیدن این دروغ بزرگ تاریخی آیا باز هم صهیونیسم که خودزاده این دروغ است می تواند به آسانی به حیات خود ادامه دهد ؟ پاسخ این سؤال به میزان هوشیاری غربیان و سنگینی خواب اعراب و مسلمانان بستگی دارد !

 

پی نوشت ها: 

1 . منظور از کتاب تورات در این مقاله تورات پس از انحراف است .

2 . شخصی غیر از وزیر امور خارجه کنونی امریکا

۹۴/۱۲/۰۴

نظرات (۱)

بمیرن از شرشون خلاص شیم این صهیون های بی شعور 
پاسخ:
آمین :))

نظر شما چیه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">