جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

گام اول؛ خودسازی

گام دوم؛توکل

گام سوم؛اتحاد

گام نهایی؛خدمت

آخرین نظرات
  • ۱۶ آذر ۹۵، ۱۸:۱۰ - مهدی عباسی
    لایک

اینگونه بخواه

شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۷:۲۴ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم



اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک قَلِیلًا مِنْ کثِیرٍ مَعَ حَاجَةٍ بِی إِلَیهِ عَظِیمَةٍ وَ غِنَاک عَنْهُ قَدِیمٌ

 بعد از حمدهای ذات مقدس ربوبی و ذکر کمالات گوناگون و بی نهایت اش که گوشه ای از این کمالات در این حمدها آمده است حضرت، زمینه سوال را بیان می کنند و انسان با توجه به کمالات انسانی اش آن حالات سوالش ازحق تعالی تحقق پیدا می کند؛ چرا که در مقام سوال اولا باید توجه به مسئول و آن حقیقتی که مورد سوال قرار می گیرد بشود که آیا از آن چیزی که مسئول عنه می باشد آن را دارا است یا نه؟!آیا جای سوال دارد یا خیر؟!

 

ثانیا: سائل باید خودش را آماده بکند و توجه به خودش داشته باشه که آیا زمینه سوال از او هست یا نیست؟! زمینه سوال به دو جهت قوام دارد یکی وجود نیاز واقعی و دوم احساس نیاز، ممکن است نیازی باشد اما شخص احساس نکند و دنبال برطرف کردنش نباشد خیلی از سستی های ما نسبت به تحصیل کمالات از این قبیل است انسان نیازی را درک می کند اجمالا اما احساسی نیازی در او نیست تا این نیاز را برطرف بکند یا خیلی ضعیف است و نیازهای غیر واقعی بر نیازهای واقعی در او چیره می شود و آن نیازهای موقت را بر نیازهای دائمی ترجیح می دهد لذا حرکتش و تلاشش نسبت به نیازهای واقعی بیشتر خواهد بود و نوع حرکات انسانها اینگونه است که یک نیازهای ظاهری در آنها نهادینه شده که همراه با این نیاز یک نیاز حقیقی و دائمی در سراسر وجودش نسبت به آن موجود بی نیاز تحقق دارد لکن نسبت به این جهت غفلت دارد.

امام علیه السلام این نکته را در قالب این الفاظ خیلی لطیف بیان می کند و به خدای متعال اینگونه عرضه می دارد « اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک» خدایا من دارم از تو سوال می کنم لفظ «انِّی» در اینجا نشان دهنده فقر انسان است یعنی من موجود فقیر دارم از تو سوال می کنم «قَلِیلًا مِنْ کثِیرٍ مَعَ حَاجَةٍ بِی إِلَیهِ عَظِیمَةٍ» و سوال من هر مقدار که باشد به لحاظ ظرفیت وجودی من است لذا نسبت به ذات مقدس حق این سوال ما کم است یعنی خیال نکنیم هرچه را که به ذهنمان رسید این در توان حق نیست و حق تعالی را محدود بدانیم همان طوری که قبلا اشاره شد از زمینه های مهم گرفتن فیض این است که انسان دیدگاه صحیحی نسبت به محل فیض داشته باشد و بداند که بی نهایت و فاعل مایشاء است.

 

فلسفه افاضات غنی مطلق به ممکنات چیست

مَعَ حَاجَةٍ بِی إِلَیهِ عَظِیمَةٍ

 

آنچه را که من سوال می کنم به آن نیاز بزرگ دارم و شاید معنا این عبارت این باشد که نوعا انسان در روابط ظاهری با اشیاء دست دراز می کند شیء را می گیرد بعد از برطرف شدن این نیاز ظاهریش دیگه به شیء طرف مقابل احساس بی نیازی می کند و این مقتضی روابط ظاهری با اشیاء است اما رابطه موجودات با حق تعالی اینگونه نیست در همان حالتی که دارد اظهار نیاز می کند و حق تعالی هم افاضه می فرماید همین گرفتنش هم گرفتن نیازمندانه است و هیچ گاه نیاز از مرتبه وجودی انسان و آنچه را که گرفته است از بین نمی رود لذا می فرماید:« وَ غِنَاک عَنْهُ قَدِیمٌ» و خداوند تبارک و تعالی غنی مطلق است بنابراین آنچه از ذات مقدس ربوبی افاضه می شود همواره به او تکیه می کند و از او جدا نمی شود.

قیود توضیحی را که ائمه علیه السلام در کلماتشان بیان می کنند هر کدام معنای خاصی دارد و تعبیر: « وَ غِنَاک عَنْهُ قَدِیمٌ» یعنی آن چیزی را که تو میدهی به حالت غناء می دهی چون غناء از ذات ربوبی جدا نمی شود همانطوری که فقر ذات ماست و فقر ذاتی از ما جدا نمی شود غنای او هم از ذاتش جدا نمی شود « أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِی الْحَمید»[1] چون او بی نیاز مطلق است لذا نیازی در ابراز کمالاتش ندارد و اگر کمالاتش را ابراز می کند چون خودش خواسته است و مشیاتش هم مشیات قاهری است و ما نمی توانیم بعنوان بازخواستی سوال بکنیم! بله می توانیم سوال بکنیم که حکمتش چه بود که افاضه کردی همانطور که در بحث های کلامی از آن بحث می شود.

 

دعا حلال مشکلات است

 ما اگر این صفت غنای حق تعالی را درست درک بکنیم بسیاری از مشکلات اعتقادی ما حل می شود.همچنین اگر فقر ذاتی موجودات را درست درک کنیم بسیاری از مشکلات فکری که برخی متفکرانی اسلامی در مباحث کلامی به آن دامن زده اند و نحله های درست شده است قابل حل است منتها یک مقداری تعمق لازم است و ویژگی فلسفه اسلامی بالاخص فلسفه ملاصدرا (ره) تعمق خاصش نسبت به تحلیل واقعیات عالم است که همین تعمق را در سطح بالاتری ادیان الهی بالاخص دین اسلام و مکتب عصمت و طهارت علیهم السلام دارد و جهت ایجاد این تعمق بحثهای عقلی لازم است و همانطوری که هر علمی یک مقدماتی لازم دارد همانطوری که استفاده از معارف فقهی نیاز به فراگیری علم اصول دارد و استفاده صحیح از متن کتاب و سنت نیازمند فهم ادبیات است درک معارف عقلی که ائمه علیه السلام در قالب دعا به دست ما رسیده است نیازمند مقدماتی است پس معلوم می شود که دعا حلال مشکلات است و مسائل اعتقادی و روحی و تربیتی را به خوبی بیان می کند و ما چقدر غافلیم از خواندن واقعی این دعا.

 

پی نوشت

[1] فاطر 15

۹۵/۰۶/۱۳

نظرات (۰)

بی نظر

نظر شما چیه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">