جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

گام اول؛ خودسازی

گام دوم؛توکل

گام سوم؛اتحاد

گام نهایی؛خدمت

آخرین نظرات
  • ۱۶ آذر ۹۵، ۱۸:۱۰ - مهدی عباسی
    لایک

انسان از نگاه امیر

سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۴۲ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم



بررسی سرشت و حقیقت انسان و ابعاد وجودی او، از موضوعاتی است که همواره مورد توجه عالمان دین، فیلسوفان و روانشناسان بوده است. عالمان دین، اخلاق، عرفان و فلسفه به فراخور تخصص خود به بررسی جایگاه انسان همت گماشته‌اند.

آنچه که بدون هیچ شکی می‌توان درباره انسان گفت، این است که انسان، موجودی دو بعدی است که یک بعد، همان جنبه مادی آن و دیگری بعد معنوی او است. بی‌گمان انسان تنها با تقویت بعد مادی خویش و مهمل گذاشتن بعد معنوی اش، خویشتن را به سوی غفلت، پستی و ضلالت می‌کشاند؛ ولی اگر در کنار بعد مادی، به جنبه معنوی نیز توجه کامل کند و به تصفیه و تهذیب روح و نفس بپردازد و بالاخره به تکامل آن بیندیشد، به مرحله انسانیت حرکت کرده و راه کمال را طی می‌کند، تا جایی که می‌تواند انسان کامل شده و سلطان جهان زمینی وخلیفه خدا قرار گیرد.

بنابراین این پژوهش با مفروض پنداشتن بعد اجتماعی و سیاسی انسان، به مثابه انسانی که می تواند به بالاترین مقامات بشری صعود کند؛ رویکرد نهج البلاغه به انسان را مورد تأمل و بررسی قرار می دهد. با اشاراتی که نهج البلاغه به انسان ( به مثابه انسان کامل) دارد کاملا متوجه می شویم که نهج البلاغه (حضرت علی (ع) )، انسان را موجودی اجتماعی و برخوردار از قابلیت های فراوانی برای صعود به بالاترین مقامات بشری می داند.

از میان روش­های مناسب برای گردآوری مواد و داده­های تحقیق، روش مورد­نظر برای این پژوهش، روش توصیفی- تحلیلی می­باشد.

در پژوهش حاضر، تلاش نگارنده بر آن است که با توجه به مفاهیم 1-ایمان و اعتقاد به عنوان مهم ترین رکن وجودی انسان؛ 2-اصول کلی و مبانی حقوق انسان؛ 3-نقش تربیت به عنوان مهم ترین بخش برای رسیدن به بالا ترین مقامات بشری؛ و 4-برشمردن ویژگی های انسان کامل ؛ این نکته را روشن سازد که نهج البلاغه ، انسان را موجودی اجتماعی می پندارد و بر همین اساس تشکیل حکومت اسلامی را لازمه رسیدن انسان به بالاترین مقامات معنوی می داند و بنابراین مفاهیم اعتقاد، تربیت، حقوق، را  نیز اجتماعی و سیاسی می داند. 

مقدمه:

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند. بنابراین می توان گفت، که در بسیاری از خطابه ها، حکمت ها، و موعظه های نهج البلاغه توجه خاصی به عزّت و کرامت انسان، به سلامت عقل و روان، و به پاکی طبیعت و تمایلات آدمی مبذول شده است.

نهج البلاغه که به حق از آن به «اخو القرآن» یاد کرده اند؛ بی شک پس از قرآن کریم، گران قدرترین و جامع ترین میراث ارزشمند جهان اسلام است. مجموعه ای شامل اندیشه و گفتار انسانی کامل و وارسته که در تمام عرصه های زندگی پربار و پربرکت خویش چون خورشید درخشیده و شعاع آن بر همه پرتو افکنده است، حال این خود انسانها هستند که یا از این خورشید بی غروب بهره  برده به سعادت دنیا و عقبی برسند یا این که وانهند و به مشقت افتند. نهج البلاغه، منشور انسان سازی، منشور هدایت اجتماعی و سیاسی، دریای معرفت بیکرانه، حاوی مسائل بسیار عمیق خداشناسی، حکمت های عمیق فلسفی، انسان شناسی همه جانبه، جهان بینی عرفانی و سلوک اجتماعی است  و در یک کلام نهج البلاغه، منشور چگونه زیستن سعادتمندانه هدفمدار و شرافتمندانه است.

از آنجا که خطبه ها، نامه ها و حکمت های نهج البلاغه از انسانی کامل، جامع، و حقیقت مدار که می توان او را «دیده بان حقیقت» و آزادی نامید، صادر شده، لذا تمام گفتارها و موضع گیری هایش برخاسته از جهان بینی الهی اوست، برهمین اساس می توان از تمام گفتار و رفتارش، اصول اساسی ای را استخراج و استنباط کرد و چراغ راه اندازی زندگی فردی و اجتماعی قرارداد

از جمله مباحثی که در زمینه انسان وانسانشناسی قابل طرح وپی گیری است روشن نمودن ابعاد فلسفی-عرفانی این وجود پیچیده می باشد. این موضوع را درمنابعی متعدد از جمله نهج البلاغه می توان پی گیری نمود. پی گیری این موضوع در نهج البلاغه دارای اعتبار و ارزش خاصی است, چرا که این مجموعه ازجانب انسانی کامل صادر شده که خود در متن وقایع حضور داشته است. درجهت تبیین این دو بعد در نهج البلاغه؛ مسائلی چون تعریف انسان و دیدگاههای وجودی نهج البلاغه درباره انسان, عوامل تکامل دهندة وجود انسان و معیارها و مشخصه های انسان کامل باید تجزیه وتحلیل شوند. برای وصول به این مهم ابتدا متن نهج البلاغه کاملا مورد مطالعه وبررسی قرارگرفته و شواهد و عباراتی که دراین زمینه وجود داشته، استخراج شده اند. پس از استخراج مطالب نهج البلاغه دراین زمینه, به کمک شرح های نهج البلاغه و متون فلسفی وعرفانی اصیل به کشف وتفسیر معانی موجود در عبارات حاضر پرداخته شده است. درنهایت نتایجی که حاصل شده است؛ نتایجی جالب وقابل توجه بوده است. دیدگاهی که نهج البلاغه دربارةتعریف انسان دارد؛  آنست که به علت دوخصلت «پیچیدگی» و «گستردگی» وجودی انسان این موجود قابل تعریف نبوده و ابعاد وجودی او را کاملا نمی توان تعیین نمود. نگرش های وجودی که نهج البلاغه دربارةانسان داراست؛ کاملا مورد تایید تاملات وکاوش های عقلانی می باشد و این حقیقت نشانگر نقطه قوت وتوانایی نهج البلاغه می باشد.

مواد و روش انجام تحقیق:

از میان روش­های مناسب برای گردآوری مواد و داده­های تحقیق، روش مورد­نظر برای این پژوهش، روش توصیفی- تحلیلی می­باشد. این انتخاب به طور عمده متأثر از نیاز این موضوع برای توصیف دیدگاه نهج البلاغه در مورد ابعاد وجودی انسان می باشد.

 

انسان و اجتماع:

بحث انسان و اجتماع و این که آدمیان چه نسبتی با اجتماع دارند، از دیرباز مورد بحث اندیشمندان و به ویژه فلاسفه بوده است.

برخی انسان را مدنی بالطبع دانسته، ولی برخی دیگر معتقدند که آدمی تنها از روی اضطرار و ناچاری به مدنیت و اجتماع روی می آورد.

گروهی دیگر گفته اند انسان نسبت به مدنیت اقتضایی ندارد (لااقتضاست) و انسان ها به خاطرعقل حسابگر خود به آن روی می آورند و گروهی دیگر آدمیان را متمایل به اجتماع و مدنیت دانسته اند.

کهن ترین نظریه در این باره، مربوط به افلاطون و پس از او ارسطو است. از دیدگاه افلاطون، هر انسانی به خاطر نیازمندی ها و منافع خود، ناچار است که اجتماعی باشد.

ارسطو که انسان را حیوانی اجتماعی می دانست بر روی این نکته تأکید می ورزید که نیازمندی های آدمی، او را ناگزیر از اجتماعی بودن می نماید.

علمای بزرگ اسلامی چون فارابی، ابوعلی سینا، ابن خلدون و اندیشمند هم روزگار ما، علامه طباطبایی، نیز همین نیازمندی را دلیل بر اجتماعی بودن انسان ها دانسته اند.

از دیدگاه نهج البلاغه نیز، انسان ها چون زندگی اجتماعی را امری متناسب با طبیعت عقلانی خویشتن می دانند، آن را برمی گزینند و این گزینش، به خاطر جبر یا از روی درماندگی نیست، بلکه از سر شعور و درک است. از این روی، در خطبه 23 نهج البلاغه آمده است:

اگر کسی از شما در خویشاوندان خود خلل و کمبودی مشاهده کند مبادا از رفع آن سرباز زند، چون اگر نبخشد مالش افزون نمی شود. آن کس که دست دهنده خود را از بستگانش باز دارد، تنها یک دست را از آنها گرفته، اما دست های فراوانی را از خویش دور کرده است، و کسی که پروبال محبت خویش را بگستراند، دوستی خویشاوندانش تداوم خواهد یافت..

براساس این خطبه، انسان در حیات اجتماعی، که صحنه سود و زیان است، نیازمند یاری دیگران است و این «نیاز» او را به سوی دیگران می کشاند و هر انسانی به خاطر ناملایمات و سختی ها نیازمند دوستی و مودت با خویشان است

در خطبه 127 می فرماید:

از پراکندگی و جدایی حذر کنید که انسان تنها بهره شیطان است، آن گونه که گوسفند تنها، طعمه گرگ است

این عبارات، چهره اجتماع بشری را نشان می دهد که آدمیان برای گریز از شرور شیطانی و برای به دست آوردن منافعی که تنها در پرتو اجتماعی بودن به دست می آید ناگزیر باید انزوا و گوشه گیری را ترک کرد، به اجتماع روی آورند.

اصالت فرد یا جامعه:

اکنون که مشخص شد اجتماع یک صحنه گریزناپذیر برای انسان ها بوده و آدمیان به شدت نیازمند آن هستند، باید مشخص کنیم که در یک جامعه، اصالت با فرد است یا اجتماع یا هر دو؛ و اصولا رابطه فرد با جامعه چه نوع رابطه ای است و ترکیب اجتماع چگونه ترکیبی است.

در پاسخ به این سؤالات باید گفت که دراین باره چهار نظریه قابل طرح است:

الف- نظریه اصالت فرد محض:

 براساس این نظریه، جامعه وجود حقیقی ندارد، بلکه وجودش اعتباری است و در اجتماع، یک ترکیب واقعی صورت نگرفته است.

ب- اصالت فرد صناعی:

 این نظریه، ترکیب جامعه را «صناعی» می داند، نه اعتباری. در مرکب صناعی اجزای یک کل در یکدیگر حل نمی شوند، بلکه استقلال اثر خود را از دست می دهند. در یک جامعه نیز افراد هویت خود را از دست نمی دهند، اما همه اجزای اجتماع به یکدیگر وابسته اند.

ج- اصالت اجتماع:

 این دیدگاه معتقد است که کلیه تمایلات، گرایش ها، عواطف و خلاصه آنچه به انسانیت مربوط می شود در پرتو روح جمعی پیدا می شود بنابراین، جامعه شناسی فرد، مقدم بر روان شناسی اوست.

د- اصالت فرد و جمع:

 این نظریه، هم فرد را اصیل می داند و هم جمع را. به عبارت دیگر، جامعه یک مرکب حقیقی است. افراد در یکدیگر حل نمی شوند، بلکه در عین استقلال خود، یک هویت جمعی پیدا می کنند. اجساد و اندام ها با یکدیگر ترکیب نمی شوند، بلکه دراثر ترکیب روح ها، اندیشه ها و عاطفه ها روح جمعی پیدا کرده و سرنوشت و هویت جمعی می یابند.

اکنون ببینیم کدام یک از این نظرات در نهج البلاغه تأیید شده است:

امام علی(ع) در خطبه 192 می فرماید: ای مردم، همانا رضایت و خشم، مردم را مجتمع می سازد. شتر صالح را یک نفر پی کرد، اما خداوند تمامی آنها را عذاب کرد، چون آنها به این کار راضی بودند. خدا نیز فرمود: (فعقروها فاصبحوا نادمین) (شعرا 157)

دراین خطبه، اندیشه جمعی، مورد تاکید قرار گرفته است. براساس این کلام، رضایت و خشم که گویای فرهنگ جمعی هر جامعه ای است، سرنوشت جوامع را مشخص می کند.

بنابراین، از دیدگاه امام(ع) درهرجامعه، آدمیان درعین استقلال، هویت و روح جمعی دارند و اصالت، هم با فرد است و هم جمع. چنان که در حکمت 146 نهج البلاغه می فرماید:

.««آن کس که به عمل قومی راضی باشد، مثل کسی است که داخل آن قوم و همراه آنان باشد

براساس این روایت، افراد یک اجتماع کسانی هستند که اندیشه واحدی دارند، خواه کنار هم باشند یا از یکدیگر جدا زندگی کنند و خواه زنده باشند یا مرده.

به خاطر همین است که قرآن کریم گاهی کار یک نسل را به نسل های بعدی نسبت می دهد و می گوید اینها به خاطر آن که پیامبران را به ناحق کشتند استحقاق ذلت و خواری دارند، زیرا اینها همان ادامه نسل گذشته اند و این همان معنای سخن اگوست کنت است که می گوید: «بشریت از مردگان بیشتر تشکیل شده تا زندگان» 4

از آنچه گفته شد می توان دریافت که چرا در نهج البلاغه، اخلاق اجتماعی تا آن قدر اهمیت یافته که از دیدگان امام متقیان علی(ع) به دور نمانده و آن حضرت در کنار اخلاق فردی، در بسیاری موارد اخلاق اجتماعی را نیز بیان کرده اند.

ایمان و اعتقاد به عنوان مهمترین رکن وجودی انسان در نهج البلاغه  در کتاب شریف نهج البلاغه که حاوى سخنان نغز و حکیمانه حضرت على علیه‏السلام مى‏باشد، مساله ایمان به عنوان با اهمیت ترین رکن وجودی انسان، از جایگاه و اهمیت ویژه‏اى برخوردار است و به جهات گوناگون آن پرداخته شده است که در ادامه بحث به آن اشاره مى ‏شود:

«همانا بهترین چیز که نزدیکى خواهان به خدا سبحان بدان توسل مى‏جویند ایمان به خدا و پیامبر ... است‏» (نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰)

«برخى ایمان در دلها برقرار است، و برخى دیگر میان دلها و سینه‏ها عاریت و ناپایدار» (همان خطبه ۱۸۹)

«ایمان بر چهار پایه استوار است ‏بر شکیبائى، و یقین، و عدالت و جهاد. شکیبائى و صبر را چهار شاخه است: آرزومند بودن، ترسیدن، و پارسائى و چشم امید داشتن. پس آن که مشتاق و آرزومند بهشت ‏بود شهوتها را از دل زدود، و آن که از دوزخ ترسید، از آنچه حرام است دورى گزید، و آن که خواهان دنیا نبود و پارسائى داشت مصیبتها بروى آسان نمود، و آن که مرگ را چشم داشت، در کارهاى نیک پاى پیش گذاشت.

و یقین بر چهار شعبه است: بر بینائى زیرکانه، و دریافت عالمانه و پند گرفتن از گذشت زمان و رفتن به روش پیشینیان. پس آن که زیرکانه دید حکمت ‏بروى آشکار گردید، و آن را که حکمت آشکار گردید عبرت آموخت، و آن که عبرت آموخت چنان است که پشینیان زندگى را در نوردید.

و عدل بر چهار شعبه است: بر فهمى ژرف نگرنده، و دانشى پى به حقیقت ‏برنده و نیکو داورى فرمودن، و در بردبارى استوار بودن. پس آن که فهمید به ژرفاى دانش رسید و آنکه به ژرفاى دانش رسید از آبشخور شریعت ‏سیراب گردید و آن که بردبار بود، تقصیر نکرد و میان مردم با نیکنامى زندگى نمود.

و جهاد بر چهار شعبه است: به نیک وادار نمودن و از کار زشت منع فرمودن و پایدارى در پیکار با دشمنان، و دشمنى با فاسقان. پس آنکه به کار نیک واداشت، پشت مومنان را استوار داشت، و آن که از کار زشت منع فرمود بینى منافقان را به خاک سود; و آن که در پیکار با دشمنان پایدار بود، حقى را که برگردن دارد ادا نمود; و آن که با فاسقان دشمن بود و براى خدا به خشم آید، خدا به خاطر او خشم آورد و روز رستاخیز وى را خشنود نماید» (همان، کلمات قصار، ۳۱)

و در جاى دیگر درباره حقیقت ایمان فرمودند: «ایمان، شناختن به دل، و اقرار به زبان و فرمان بردن با اندامها است‏»( همان، ۲۲۷)

عوامل تقویت ایمان:

۱ - اعمال صالح:

«ایمان را بر کرده‏هاى نیک دلیل توان ساخت، و از کردار نیک ایمان را توان شناخت‏» (نهج البلاغه، خطبه، ۱۵۶)

 

۲ - سلامت قلب:

«ایمان بنده‏اى استوار نگردد تا دل او استوار نشود و دل او استوار نشود تا زبان او استوار نگردد»( همان،  ۱۷۶)

 3 صبر:

«صبر و شکیبائى نسبت‏به ایمان مثل سر است نسبت‏به تن، همانطور که تنى سر ندارد فایده‏اى ندارد، ایمانى هم که صبر و شکیبائى در او نباشد فائده‏اى ندارد» (همان، کلمات قصار،  ۸۲)

۴ حیاء:

«هیچ ایمانى مثل حیاء نیست‏»( همان، 113 )

نتائج ایمان:

۱ - شهود حق:

«دیده‏ ها او را آشکارا نتوان دید، اما دلها با ایمان درست‏بدو خواهد رسید» (همان، خطبه، ۱۷۹)

۲ - توان فهم معارف عالى:

«دانستن امر ما (ولایت) کارى سخت است و تحمل آن دشوار کسى آن را تحمل نکند جز انسان با ایمانى که خداوند قلب او رابراى ایمان آزموده باشد»( همان، خطبه ۱۸۹)

منابع:

 -نهج البلاغه؛ ترجمه محمد دشتی، مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیر المؤمنین(ع)، نشر آدینه سبز،چاپ اول1385

  - سید رضی، مقدمه نهج البلاغه ، صفحة 15.

-  شیخ محمد عبده، مقدمه شرح نهج البلاغه، صفحة 10، نشر المکتب الاعلام الاسلامی قم، سال 1375.

-  الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 1، صفحة 24. نشر مکتبة آیة الله مرعشی، قم 1404 ق.

 - شهید مطهری، مرتضی، سیری در نهج البلاغه، صفحة 9، انتشارات صدرا قم، چاپ 2، 1354.

- سید محمد مهدی جعفری، آموزش نهج البلاغه، ج 1، نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سال 1373 ش.

- سید حیدر آملی، تفسیر المحیط الاعظم والبحر الخفم، ج 1، صفحة 532، نشر مؤسسه البطاعة و النشر، چاپ اول سال 1414 ق. -  علامه حسن زاده آملی، انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، صفحة 5، نشر قیام قم، سال 1372 ش.

-  ملا محمد، محمد رضا ، «مجموعه  کلیدهای تربیتی» ( 1379)   

 - حسینی نی، اقبال ؛ نگاهی به آموزه های اخلاقی در نهج البلاغه

-تقوی، سوده سادات، آثار شادی و نشاط در زندگی انسان از دیدگاه آیات و روایات

-اسحاقی، سیدحسین، زمزم دل (گلواژه های کوتاه تربیتی)

-رضا آبیار؛ سیره اخلاقی شهیدان (شب زنده داری)

-طاهری، سیدمحمود، برخی رمز و رازهای ازدواج شایسته

-جوهری، شکیباسادات، نگاهی به بایسته های پوشش در حریم خانواده و جامعه

۹۵/۰۷/۲۷

نظرات (۰)

بی نظر

نظر شما چیه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">