جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

به زودی... می خواهیم مانند عباس شویم برای او

جنبش علمداران موعود

گام اول؛ خودسازی

گام دوم؛توکل

گام سوم؛اتحاد

گام نهایی؛خدمت

آخرین نظرات
  • ۱۶ آذر ۹۵، ۱۸:۱۰ - مهدی عباسی
    لایک

اخلاق جنسی(قسمت دوم)

يكشنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۵، ۰۸:۱۴ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم



بی شک اصلاح اخلاق اجتماعی در گرو شناسایی دقیق آسیبها و کاستیهای فرهنگ عمومی است. اما متأسفانه به رغم مناقشات فرهنگی و اجتماعی در طول سالهای بعد از انقلاب، طرح، گفتگو و اقدام در زمینه آسیبها و کاستیهای جدی موجود در جامعه، ناقص و در مواردی سهل انگارانه بوده است. در این میان، مسأله چگونگی و حدود ارتباط سالم میان دختر و پسر یا زن و مرد به عنوان یکی از مصادیق اخلاق اجتماعی بیشتر در ظاهر و گاه به شیوه ای خشن مورد توجه بوده است. آنچه می خوانید دومین بخش از کنکاشی است که در این زمینه و مسایل پیرامونی آن صورت گرفته و در چهار قسمت تنظیم شده است. روشن است که موضوعی به اهمیت مسأله جنسیت و اخلاق و به گستردگی آن را نمی توان در یک پژوهش به انجام رساند. چه اینکه برخی مسایل مطرح شده در این پژوهش نیازمند تأمل بیشتر است و حتی در نگاه برخی صاحب نظران مسایل اجتماعی پذیرفته نیست ولی طبیعی این دست مباحث طرح دیدگاههای مختلف و دستیابی به بهترین شیوه ها و راهکارها می باشد. و از این رو حتی اگر برخی نظرهای مطرح شده مورد پذیرش نیز نباشد اما می تواند در دستیابی به دیدگاه جامع و راهکار مطلوب مفید افتد.

* ضعف نهادهای آموزشی،

رسانه ها و سازمانهای فرهنگی

در خصوص تربیت شخصیت سالم نوجوانان و جوانان از سوی نهادهای آموزشی، رسانه ها، سازمانها و مراکز فرهنگی نیز مشکلات اساسی وجود دارد.

نخست: این نهادها و مراکز فاقد برنامه ریزی جامع و استراتژی درازمدت (و حتی کوتاه مدت) فرهنگی مشخص و روشن در کلیه زمینه ها هستند و عملکرد آنها بیشتر متکی بر سلایق ناپایدار شخصی و گرفتار روزمرّگی است.


دوم: شیوه کار مجریان فرهنگی (مانند صدا و سیما) و مربیان نهادهای آموزشی بیشتر بر اساس تبلیغ مستقیم، القاء مشخص، واضح و پند و اندرز دادن است.

شیوه مستقیم تبلیغ، پند و اندرز دادنهای مکرر و کسل کننده و القاء مشخص و نیندیشیده، آن هم در شکلی که مخاطب نادان و جاهل پنداشته می شود، موضع گیری فعال منفی را به دنبال دارد.

و از آنجا که ایران جامعه ای با بافت محکم مذهبی است و به قول شهید مرتضی مطهری «هر گونه صلاح و اصلاحی در کار مسلمین رخ دهد یا باید مستقیما به وسیله این سازمان (سازمان روحانیت) که سمت رهبری دینی مسلمین را دارد صورت بگیرد، یا لااقل این سازمان با آن هماهنگی داشته باشد.»(1) عدم آمادگی لازم سازمان روحانیت در پاسخ گویی به نیازهای عصر و انتظارات نسل امروز و عدم برخورد فعال مثبتِ علمی، اجتماعی و فرهنگی این سازمان در سطحی قابل قبول از دلایل عمده بحران فکری و فرهنگی یاد شده در تاریخ معاصر ایران و نیز به تبع آن فقدان برنامه های درازمدت فرهنگی، اجتماعی مشخص و روشن در سطح نظام و سازمانهای مسؤول امور فرهنگی، اجتماعی می تواند محسوب گردد. و در این وضعیت مسایل فرهنگی، اجتماعی جولانگاه تاخت و تاز انواع سلیقه ها شده است و این خود به بحران و بهم ریختگی فکری و فرهنگی یاد شده دامن زده و اوضاع را بیش از پیش آشفته و نابسامان می سازد.

باید فراموش نکرد که نه منع شدید والدین و جامعه و نه صرف محدودیتهای مذهبی هیچ کدام مسایل و مشکلات تربیت جنسی نوجوانان و جوانان را به طور کلی پاسخ نگفته و حل نمی کنند. بدین ترتیب اگر شخصیت نوجوان به موقع در نهاد خانواده و در نهادهای آموزشی مانند دبستان و دبیرستان و... و نیز تحت یک راهبرد مشخص فرهنگی در جامعه اصلاح نشود و علاوه بر این، اگر مسایل زندگی روزمره و نیازهای نوجوان و جوان در زمینه های گوناگون مانند تحصیل، فوق برنامه، ورزش و موارد سرگرمی سالم فراهم نباشد تا جوان مشغول بوده و از تأثرات و تمایلات درونی و بلوغ زودرس جنسی دور باشد، همچنین اگر آینده شغلی روشن و اطمینان بخش برای جوان در سنین رشد اجتماعی همراه با بلوغ جنسی مهیا نباشد و او در ازدواج با مشکلات مختلف روبه رو باشد، در چنین شرایطی فساد اخلاقی و حتی ارتکاب جرایم خطرناک در جامعه رشد خواهد یافت.


حال تصور کنید در جامعه ما همچنان که گفتیم بحرانها و تعارضات فرهنگی که نوجوان و جوان را با طیفی از ایده های خشک، شدیدا کنترل کننده و ناآشنا به نیازها و زمان و نیز ایده های معتقد به آزادیهای نامحدود و کنترل نشده مواجه می سازد. و ناآشنایی مربیان بسیاری نسبت به مسایل تربیتی و روانی و ناپختگی و دوراندیش نبودن آنها، و همچنین وجود اهرم ها و یا ابزارهای فشار و کنترل که مرز حساب شده ای ندارند و مراکز متعدد کنترل کننده که سیاست جامع فرهنگی و مقررات اجرایی تعریف شده ای نداشته و در بسیاری موارد نیروهای آنها بر اساس سلیقه های شخصی خویش عمل می کنند، وضع را وخیم تر کرده است. و در مواردی برخی از نیروهایی که داعیه اصلاح منکرات را دارند، نمی دانند که محیطی که کلام پاکیزه در آن مبادله نشود و رفتار منصفانه و عادلانه در آن اعمال نگردد، محیطی سالم برای تربیت و رشد نسلهای حال و آینده نخواهد بود.

اینها همه در حالی است که اصول سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (مصوب

شورای عالی انقلاب فرهنگی) چنین می گوید: «نباید فراموش کرد که انقلاب اسلامی حقیقتا انقلاب فرهنگی است و اگر نگوییم همه اختیارات و امکانات، قدر مسلم این است که می توانیم بگوییم بیشترین و مهمترین و عمده ترین تلاشها و توانمندیها باید برای تکامل و توسعه و تحرک فرهنگی در همه شؤون فردی و اجتماعی به بهترین نحو صرف شود. اگر در قول و قرار شفاهی و کتبی، نود درصد راه حلها و درمانها را فرهنگی دانسته و ده درصد آن را غیر فرهنگی بدانیم اما عملاً این نسبت را معکوس کرده ده درصد امکانات و تواناییها را به فرهنگ و نود درصد آن را به امور دیگر متوجه سازیم، در چنین حالتی از سیاست فرهنگی چندان نصیبی نخواهیم برد.»(2)


البته به نظر ما بهتر است بگوییم در واقع هیچ نصیبی نخواهیم برد. روشهای صرفا سرکوب کننده که به جای کنترل و هدایت غرایز در یک برنامه تربیتی با هدف روشن و با حفظ شخصیت و آزاد منشی نوجوانان و جوانان اعمال شود نه تنها باعث لجبازی و کناره گیری نوجوانان و جوانان در مقابل فرهنگ خودی شده و مقاومت روانی آنها را برانگیخته بلکه متأسفانه بسیاری از خانواده ها را نیز به مقابله فرامی خواند است. در حالی که می بایست نهاد خانواده که اولین و مهمترین محل تربیت و رشد نوجوانان و جوانان است با سیاستها و شیوه های فرهنگی جامعه برای رشد نوجوانان هماهنگی داشته باشد. این عدم هماهنگی، خود، معضل مهم دیگری در تربیت اخلاقی نوجوانان و جوانان محسوب می شود.

دختر دانش آموزی در پارک ساعی چنین می گوید: این روزها هر پسری که با دختری آشنا می شود ابتدا در همان جلسه اول برخورد به او می گوید، می آیی به خانه. او یکی از دلایل این برخورد پسرها را فشار و کنترل بیش از حد جامعه می داند!

در توضیح دلیل یاد شده از سوی دختر دانش آموز مورد مصاحبه، می توان گفت، در ابتدای امر به دلیل فشارهای بسیار و کنترلهای نسنجیده و بازداشت و... معاشرت بین دختر و پسر به درون خانه ها کشیده شد. و در این معاشرتهای پنهان و خانگی دختر و پسر خصوصا پسرها، بدون توجه به عواقب مسأله لااقل برای خودشان، به این نتیجه رسیدند که در درون خانه، بسیار راحت تر و بدون کمترین قید می توان معاشرت نمود.

در این جا با مسایل مختلف روبه رو هستیم. یکی اینکه برخی عملکردها به گونه ای بوده است که به جای تربیت جوانان، آنها را به سوی مشکلات اخلاقی سوق داده و روابط پنهان بین دختر و پسر ایجاد نموده یا دامن زده است، که بسیار خطرناک است. شایان ذکر است که منظور، آزاد گذاشتن معاشرت بین دختر و پسر و گسترش روزافزون آن یا به قول معروف آزادی بی بند و باری و هرج و مرج جنسی و اخلاقی که عواقب جدی و خطرناک در ابعاد گوناگون برای آینده نوجوانان و جوانان و نیز جامعه در بر دارد، نیست. بلکه توجه دادن به برخی آثار منفی فشارها و کنترلهای بیش از حد و نسنجیده، و بسان متهم و گناهکار و خدای ناکرده فردی فاسد با نوجوان و جوان برخورد کردن است که نه تنها شیوه ای ناکارآمد، بلکه دارای عواقب تلخ بسیاری در تربیت نوجوانان و جوانان برای آینده ای روشن و سالم است.

اصول سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، «مخفی شدن فساد عقیده و اخلاق» و نیز گرایش به راه حلهای شتابزده و خشونت آمیز در مورد مشکلات اجتماعی و معضلاتی که نیازمند تحقیق و تدبیر است.» و همچنین «عدم توجه به نقش عوامل و مسایل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و محیطی در اصلاح جامعه و اکتفا کردن به وعظ و نصیحت در هدایت و تربیت دینی و اجتماعی و «نهی از منکر با توسل به منکرات دیگر»(3) را از منهیّات در سیاست فرهنگی ذکر کرده است.


و به این ترتیب، گو اینکه در جامعه ما هر کس کاری می کند دیگری آن را به اصطلاح رشته می کند و بسیاری از امور فرهنگی و اجتماعی متولیان متعددی دارد، در حالی که هیچ متولی ندارد.

بنا به گفته تمام دختر و پسرهایی که با آنها در باره مسایل جوانان، از جمله رابطه میان دو جنس گفتگو کردیم، بگیر و ببندها، ضرب و شتم و رفتارهای تندی که در جامعه به منظور ممانعت از معاشرت آزادانه دختران و پسران، روابط پنهان و یا به قولی فساد و فحشاء، مخفیانه ایجاد و یا گسترش داده است. افزون بر این در مواردی فساد اخلاقی حتی به طور علنی نیز قابل مشاهده است. برخی از جوانان 18 ـ 17 ساله از روابط پنهانی دختران نوجوان کم سن و سال با پسرها در محافل خصوصی صحبت می کردند.

به طور کلی در طول صحبت و گفتگو با پسران و دختران مسأله بلوغ زودرس در سنین نوجوانی و سنین اولیه جوانی (اگر جوانی را 18 سال به بالا در نظر بگیریم) توجه ما را به خود جلب کرد.


اما در این میان یکی از مهمترین مسایلی که می تواند توجه منتقدان فرهنگی و اجتماعی را برانگیزد، استفاده از شیوه های خشونت آمیز در مسایل مربوط به ارتباط میان دو جنس مخالف در جامعه است. پسران و دخترانی که در حال صحبت، گفتگو، قدم زدن و یا احتمالاً در مواردی دیگر دستگیر شده و به مراکز مربوطه برده می شوند، خصوصیات فکری، فرهنگی و رفتاری کسانی که آنها را دستگیر می کنند و شیوه های برخورد با این نوجوانان و جوانان، که نگارنده این سطور خود از ابتدا تا انتهای این امر یک بار به طور کاملاً طبیعی مشاهده کرده و مورد تأمل قرار داده ام و به دادگاه بردن آنها، و در مواردی شلاق و کتک زدن آنها با توجه به سیاست فرهنگی یاد شده در اصول سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، و با توجه به نظر کارشناسانه، روانشناسان، جامعه شناسان و متخصصان تعلیم و تربیت به طور جدّی قابل تأمل و رسیدگی است. یکی از نکات مورد تأمل این است که این شیوه ها و برخوردها نسل جوان را گرفتار مشکلات شخصیتی کرده و روابط پنهان خطرناک و فساد مخفیانه ایجاد نموده است. باید خاطر نشان کرد که سخن بر سر گسترش روابط و معاشرت آزادانه و خلاف شرع دختر و پسر که موجب لطمات روحی، بی توجهی به درس و علم و یا موجب فساد برای آنها شود نیست، بلکه سخن بر سر این است که بحران بلوغ و غریزه جنسی را فقط با بگیر و به بند، دادگاه و شلاق و کتک و تنها با نصیحت و دعا و یا ذکر مرگ و قیامت و اجباری نمودن فرایض دینی نمی توان به مسیر صحیح هدایت کرد.

جوانی می گفت: جامعه این همه فشار و سختگیری را بدون هیچ تدبیر و سیاست اندیشیده ای در مورد نوجوانان و جوانان به کار می گیرد. تازه این جوان اگر تمام این گونه فشارها را پشت سر بگذارد و دست از پا خطا نکند و یا نیروی جوانیش را صرف تحصیل و آموزش دیدن بکند بعد که تحصیلش تمام شد، مشکلات اشتغال یک طرف و بعد هم امکانات مالی ضعیف اجازه ازدواج به او نمی دهد. آیا به نظر شما این حالت محکومیت نیست.

با وجود این فشارها و بگیر و به بندها و ضرب و شتم ها در مورد روابط بین دو جنس مخالف باز هم مشاهده می کنیم که طرح توسعه عفاف که اخیرا مطرح شد بدون اینکه مصادیق مروجان و عاملان منکر را برشمرد و معلوم کند، منظورش از این مروجان و عاملان چه کسانی است، و آیا با مسایل ناشی از بحران بلوغ و غریزه جنسی نوجوانان و جوانان و یا نوع حجاب دختران و یا نوع لباس یا آرایش موی پسران و... نیز باید با قانون و دادگاه و امثال آن برخورد شود؟


اینها همه در حالی است که جامعه ما در این خصوص به تدابیر، سیاستها و روشهای معقول نیاز مبرم دارد. و می بایست با به کارگیری کارشناسان دلسوز روان شناس، جامعه شناس و متخصصان تعلیم و تربیت به تربیت جنسی نوجوانان و جوانان و آموزش آنها در زمینه رابطه و برخورد معقول و مبتنی بر حفظ حرمت حدود الهی و احترام متقابل در چارچوب رعایت هنجارهای اجتماعی در محیطهای مختلف منزل، دانشگاه، محیط کار و کوچه و خیابان و... همت گماشت و نیز نیازهای او را در مقاطع گوناگون تأمین نمود. مرد میانسالی که گفتگوی جوانان و ما را در پارک ساعی می شنید، به میان سخن آمد و گفت: همین جوان که می گوید، معاشرت آزادانه دختر و پسر ایراد ندارد و من نیاز دارم به این گونه معاشرت! اگر تحت تربیت درست، نیازهای تحصیلی، ورزشی، فوق برنامه و موارد سرگرم کننده اش فراهم باشد تا مشغول باشد و در


لابه لای این مسایل اقتصادی او نیز بعد از فارغ التحصیلی از دبیرستان یا دانشگاه مرتفع شود؛ مسکن، خوراک، پوشاک و زندگی روزمره او تحت یک برنامه صحیح حل شود، دیگر نمی گوید، مشکل من دختر است. همین جوان در دانشگاه، در کتابخانه، در محیط کار با جنس مخالف برخورد می کند، درس می خواند و کار می کند منتهی با یک تربیت درست. فردا هم با یک شیوه سالم و طبق عرف ممکن است با همکلاسی یا همکار خود... ازدواج کند.

او می افزاید: من اهرم فشار برای جوانها را رد می کنم. اینکه بخواهیم جوان را تحت فشار و خشونت قرار دهیم. بهترین شیوه، تربیت درست و صحبت کردن و حتی اجازه دادن به جوانها است که بیایند مسایلشان را مطرح کنند. مثل اینکه الان شما آمدید و صحبت می کنید.


او ادامه می دهد: وقتی جوان تربیت شده باشد خودش برای خود مرزبندی می کند که تا چه حدودی من مجاز هستم با جنس مخالف ارتباط برقرار کنم. و دختر هم اجازه نمی دهد به جنس مخالفش که خارج از این مرزبندی با او برخورد شود. اما اگر تربیت در کار نباشد و نوجوان و جوان مشکل داشته باشد، همان طور که این جوان گفت: اگر در پارک به او اجازه ندهند که با دختری آزادانه قدم بزند، می رود در یک محیط دربسته این کار را می کند.

به زعم ما حتی در مواردی نیز که دختر و پسری به علت داشتن روابط پنهانی دچار مشکل و آسیب جدی یا نسبتا جدی می شود، اگر بنا بر سالم سازی آنها و تشکیل خانواده ای سالم و متعادل باشد استفاده از راههای خشونت آمیز یا کارساز نیست و یا در صورت نیاز باید با تشخیص کارشناسان دانا و متخصصان روان شناس و جامعه شناس و با


تأمل و به مقدار لازم صورت گیرد. در واقع استفاده از قانون و یا اعمال مجازات باید تنها در مواقع شرارت که جامعه مورد تهدید قرار می گیرد مدنظر باشد. روشن است که حدود الهی باید جاری گردد و در صورت اثبات شرعی جرم به راحتی نمی توان از حدود الهی و احکام اسلامی گذشت، ولی آیا رعایت حدود الهی برای تضمین سلامت جامعه نیست آیا صرف ضربات شلاق سلامت خانواده را که بر سلامت جامعه تأثیر می گذارد، تأمین کرده است برای سامان دادن مشکلات جوانان از جمله مسایل غریزه جنسی در آنها و مشکلاتی که ممکن است در این زمینه برای آنها پیش آید، باید اولاً شخصیت نوجوان به موقع در عملکرد هماهنگ نهاد خانواده و دیگر نهادهای آموزشی اصلاح شود و اشتغالهای سالم تحصیلی، علمی، ورزشی و فوق برنامه برای آنها آماده باشد، و از طرف دیگر در مواردی که آنها دچار مشکلاتی می شوند حتما با توجه به نوع آن مشکل با بهره گیری لازم از کارشناسان و متخصصان امر به رفع آن اقدام نمود. بررسی و اقدام در مورد جزئیات این گونه مسایل باید با تفحص، تحقیق و بحثهای جدی روانشناسانه و جامعه شناسانه صورت گیرد و نه فقط با وسایل و ابزارهای زور و اجبار و یا دعا و نصیحت و پند و اندرز دادن.

مسأله دیگر، اینکه آیا برخی از خانواده ها به مسایل اخلاقی جوانانشان پایبند نیستند؟ برای افرادی که با روح و جو خانواده ایرانی آشنا هستند جواب این سؤال مشخص است. به غیر از تعداد بسیار کمی از خانواده ها که خود دچار بی مبالاتیها و احتمالاً برخی از این تعداد بسیار کم، گرفتار فساد اخلاقی هستند و برای فرزندانشان نیز بی مبالاتی را منع نمی کنند،


اکثر خانواده های ایرانی دست کم در خصوص خانواده و اقوام نزدیک خود پایبند به اخلاق هستند. بنابراین چرا کنترل و هدایت اخلاقی و رفتاری نوجوانان و جوانان در حال حاضر در موارد قابل ملاحظه ای در خانواده و جامعه یکسان عمل نمی کند؟ آیا این سؤال، جوابها سیاسی دارد. برای مثال، آیا عده ای به علت مخالف بودن با مسایل سیاسی جامعه از کنترل و هدایت اخلاقی نوجوانان و جوانان خود سرباز می زنند؟ و بدین ترتیب هم خود و خانواده خویش و هم جامعه را دچار معضل می کنند؟ یا اینکه با سیاستهای فرهنگی جامعه (البته اگر به طور مشخص در تمام موارد چنین سیاستهایی وجود داشته باشد یا به آنها عمل شود...) مخالف هستند و یا در مورد این سیاستها خود نظر دارند؟ و یا با شیوه های اجرایی آن مخالف اند؟ چرا در برقراری ارتباط نزدیک با خانواده ها و رفع موانع موجود، ناتوانی وجود دارد و یا اینکه چرا خانواده ها به چنین مشارکت تربیتی تن نمی دهند. در هر حال باید توجه داشت تربیت نوجوانان و جوانان دارای شخصیت روانی و اجتماعی سالم، وظیفه ای فراتر از خودبینی ها، عنادها و تنگ نظری های عقیم کننده است که بر دوش نهاد خانواده، نهادهای آموزشی و نظام اجتماعی قرار دارد، که نه تنها آینده نوجوان و جوان را بلکه آینده یک ملت را رقم می زند. و تلاش برای رفع موانع مذکور از قدمهای ضروری برای انتقال باورداشتهای جمعی ای است که شخصیت اخلاقی و اجتماعی نوجوانان و جوانان را به گونه ای شکل دهند که آنها از الگوهای متعارف اجتماعی فراتر نرفته و اعمال قدرت تنها به هنگام شرارتهای تهدید کننده جامعه، آن هم با تشخیص کارشناسان دانا و آشنا به امور صورت گیرد.


بررسی تربیت جنسی و اخلاقی

نوجوانان و جوانان از سوی نهاد خانواده

در خصوص نقش نهاد خانواده و تربیت جنسی یعنی جنبه مهم رفتار انسانی، «آ.س. ماکارنکو» خاطر نشان می سازد که «تربیت جنسی صحیح نیز مانند هر یک از خصوصیات انسانی در صورتی به موفقیت نزدیک می شود که اساس خانواده بر پایه صحیحی استوار بوده و کودک زیر نظر پدر و مادری دلسوز بزرگ شده باشد.»


او بعد می گوید:

«در مسایل تربیت جنسی طرق خاصی که مختص پرورش و تربیت جنسی باشد تعیین نشده و وجود ندارد. بلکه صورت کلی کار تربیتی روی هم رفته تصویری از تربیت جنسی است.»

«محیط خانواده و شکل پذیری صحیح شخصیت را معین می سازد و از جمله زمینه جنسی آن را مشخص می کند، برای تربیت اخلاقی کودکان باید پدر و مادر نمونه نفوذ و شخصیت باشند».(4)

اگر پدر و مادر و یا دیگر اطرافیان کودک در گفتار و رفتار بی نزاکت و خشن باشند و سخنان ناشایست بر زبان آورند، کودک ابتدا ناخودآگاه و بی اختیار این رویه را به کار می برد و سپس به تدریج گفتار و کردار او بر همین منوال شکل گرفته و گستاخ می شود. برای مثال از یک دختر نوجوان که به طور دایم زندگی سبکسرانه و بی بند و بار مادرش را پیش رو دارد، نمی توان انتظار اخلاقی بودن را داشت و یا پدری که اوقات فراغت خود را در میهمانیهای نامناسب، با خوش گذرانی سپری می کند، شرایط لازم را برای تربیت اخلاقی پسر و دختر خود ندارد. بنابراین «اعتبار شخصی، موازین اخلاقی پدر و مادر، زندگی کودکان را در طول حیات رهبری می کند. چنین اعتباری وقتی بروز می کند که پدر و مادر دور از رذالت و وقاحت و فساد اخلاقی و دروغگویی باشند.»(5)


اگر چه نصایح بموقع و مؤدبانه پدر و مادر از ارزشمندترین چیزهایی است که نوجوان به آن احتیاج دارد، اما باید دانست از آنجا که نوجوانان به شنیدن پند و اندرز چندان راغب نیستند، راهنماییهای مستقیم در آنها چندان مؤثر نخواهد بود.

پدر و مادر باید بموقع در جهان تأثرات باطنی و درونی کودکان ونوجوانان خود وارد شده، و از تشکیل عادات نابجا در آنها جلوگیری کنند و حواس نوجوان را به اموری چون ورزش، اطلاعات علمی، کارهای هنری مانند نقاشی، مطالعه کتاب، خواندن داستان و... و کارها و فعالیتهای اجتماعی، تشکیل اجتماعات و اداره آنها متمرکز سازند و آنها را به گردش، مسافرت، دیدن نمایشگاه و موزه ها ببرند. همچنین نوجوانان به دنبال کسب اطلاعات اخلاقی و آگاهی نسبت به مسایل بلوغ جنسی خویش هستند، که در صورت عدم کسب این اطلاعات و آگاهیها از پدر و مادر یا مربیان و کانالهای سالم، بیم این می رود که آنها این اطلاعات را از اشخاص یا دوستان ناباب دریافت کنند که در این صورت، امکان اینکه، آنها گرفتار احساسات آلوده و رکیک شوند، کم نیست.


در جامعه ما میزان آگاهیها و حساسیتهای برخی از خانواده ها نسبت به تربیت فرزندانشان کافی نیست. از این رو آموزش پدران و مادران از طریق رسانه ها مانند صدا و سیما و مطبوعات و نیز تشکیل مراکز مشاوره و حتی تشکیل نشستها و همایشهایی از طرف نهادهای آموزشی برای آموزش پدران و مادران جهت تأمین محیط اخلاقی سالم و رشد شخصیت کودک در خانواده ضروری به نظر می رسد. چنین آموزشهایی تنها در تعداد اندکی از مراکز آموزشی صورت می گیرد. مشکلات و روزمرگی های موجود در دستگاههای آموزشی از سویی، و مشکلات اقتصادی گریبانگیر خانواده ها از سوی دیگر، از دلایل انجام نگرفتن چنین آموزشهایی هستند. صدا و سیما نیز اگرچه در برخی موارد اقدام به تهیه این گونه برنامه ها کرده است اما از آنجا که این مرکز فرهنگی، اجتماعی تا اندازه ای دچار روزمرگی و گرفتار فقدان برنامه ریزی جامع و از پیش طراحی شده و راهبرد درازمدت و نیز ناهماهنگی های فرهنگی بوده و در چارچوب بسته و خشک عمل می کند و به طور دایم مردم را مورد خطاب پند و اندرزهای مستقیم و مقاومت روانی آنها را برانگیخته، در مجموع همه توقعات را برآورده نکرده و تا سطح مطلوب فاصله زیادی دارد.

البته منظور از آموزش پدران و مادران به معنی این نیست که آنها را جاهل بپنداریم و دایما بخواهیم به آنها مطالبی را بقبولانیم و یا القاء و تلقین نماییم. و نیز این نیست که برای تمام سؤالات زنده و قابل بحث و در عین حال پیچیده که مربیان و والدین همه روزه با آن روبه رو هستند بتوان پاسخی دقیق و قاطع بیان کرد بلکه منظور آشنا ساختن و مجهز نمودن پدر و مادر با مسایل و ایده های روانی و تربیتی و اصول زندگی اجتماعی است، و نیز تلاش برای یافتن بهترین پاسخها و به تبع آن بهترین برخوردها در مواجهه با سؤالات و مسایلی کلی و روزمره روانی و تربیتی است. و نیز آشنا ساختن پدر و مادر با نکاتی که پایه های روانی، شخصیتی و اساس اخلاقی خانواده را تأمین می کند، اصولی مانند: رابطه صحیح پدر و مادر با یکدیگر، که در این رابطه پدر و مادر با دوستی، محبت و احترام متقابل نسبت به یکدیگر، برای کودکان خود الگوسازی می کنند. و یا تلاش پدر و مادر در کسب دانش، اطلاعات جدید، اظهار وجود در اجتماع و انجام وظایف اجتماعی و نیز کار و تلاش شرافتمندانه.

مسأله دیگری که در باره برخی از خانواده های ایرانی که تعدادشان نیز کم نیست می توان گفت، این است که خانواده های زیادی در عین حال که در جامعه و یا دست کم در محیط خانواده خود و خویشاوندان خصوصا خویشان نزدیکشان به اخلاق پایبند هستند، در قلمرو تفریح دچار نوعی ابتذال می باشند. برای مثال، پدر خانواده که در مورد همسرش و فرزندان و نیز اقوامش خصوصا اقوام درجه یک مانند خواهر و مادر و همسر و دختر و... به اخلاق معتقد است، خودش در گذران اوقات فراغت، مهمانی رفتنها و تفریح، پای از چارچوب اخلاقی بیرون می گذارد. و یا پدر و مادری که از فرزندشان می خواهند که درس خوان و اخلاقی باشند، با آوردن برخی فیلمهای ویدئویی به خانه و تماشای آنها این تناسب را به هم می زنند. بدین ترتیب این دوگانگی منجر به ایجاد دوگانگی در پایه های شخصیتی و اساس اخلاقی اعضاء خانواده گشته و تظاهرات رفتاری متفاوتی را بروز می دهد. این مسأله به منظور بررسی شیوه های وصول به تناسب و همسویی محتوایی بین مسایل جدی زندگی فردی و اجتماعی و موارد سرگرم کننده و تفریح جای بحث، تحقیق و ارزیابی دارد.


در این میان خانواده هایی دارای تظاهرات رفتاری مخالف با اخلاق و معنویات نیز هستند که این تظاهرات رفتاری را یا در مقابل جوانان خود بروز می دهند و یا خطرناکتر اینکه پای آنها را به معرکه می کشند. این خانواده ها بیشتر متعلق به دو قشر فقیرتر و ثروتمندتر جامعه هستند. که در طبقه فقیر، وضعیت فساد اخلاق و یا آثار و آسیبهای ناشی از آن به طور کلی به دلیل توأم بودن فقر مادی و فرهنگی، بدتر است. در این وضعیت نمی توان نوجوان و یا جوانی را که متعلق به چنین خانواده ای بوده و احتمالاً مرتکب تظاهرات رفتاری غیر اخلاقی شده است، تنها با کنترل و اجبارهای اجتماعی و بردن به مراکز امر به معروف و نهی از منکر و دادگاه و امثال آن اصلاح نمود. در این موارد باید به نقش نهادهای آموزشی و برنامه های کوتاه مدت و درازمدت فرهنگی و اقتصادی حکومت توجه نمود. و در مسایل کلی و جزئی از کارشناسان مختلف استفاده نموده با برنامه ریزی و حساب شده به طوری که کمترین نتایج منفی به بار آید، عمل نمود.

1ـ مطهری، مرتضی، مشکل اساسی سازمان روحانیت (ده گفتار)، انتشارات صدرا، چاپ دوازدهم، زمستان 1375، ص278.

2ـ اصول سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی)، ناشر دفتر طرح و برنامه ریزی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، زمستان 1371، ص8 ـ 7.

3ـ همان.

4ـ کوچتکف، و.د و لاپیک.م، (روانشناسان بزرگ شوروی)، روانشناسی و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان، ص49.

5 ـ همان، ص57.

۹۵/۰۱/۲۹

نظرات (۲)

++
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۱۱:۱۲ ❤منتـــظر المـهـدی❤
اجرکم عندالله ...
پاسخ:
همچنین

ممنون

نظر شما چیه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">